تقسیم کار!!؟؟

همه مدیران فواید تقسیم کار را می دانند اینکه به تیم کمک می کند تا بار کار بین همه تقسیم شود و روانتر جلو برود تا مدیران بتوانند بر کارهائی متمرکز شوند که تنها و تنها از عهدۀ خودشان بر می آید. اما آنچه در عمل اتفاق می افتد با این ادعا بسیار متفاوت است. بیشتر مدیران علاقمند هستند تا کارهای سخت و مهم را خودشان انجام بدهند و متأسفانه به همین دلیل هم به گلوگاه سازمان مبدل می شوند و کسب و کارشان را قائم به فرد می کنند وعلاوه بربسیاری اشکالات سازمانی، فواید نظارت بر کار به منظور بهبود روش انجام کار را هم از دست می دهند (زیرا خودشان مجری شده اند). برای رفع این اشکال لازم است هر مدیری در ابتدای هر روز و قبل از اقدام به هر تقسیم کاری یک سئوال جدی را از خود بپرسد: "کدام کار امروز است که تنها و فقط از دست من بر می آید و کس دیگری در سازمان نمیتواند آن را انجام دهد؟" اگر کاری هست که توسط دیگران قابل انجام و اجراء می باشد (که خوب است اینگونه باشد)، آنگاه بایستی کار را به وی سپرد و بر اجرا و تکمیل آن نظارت کرد. شاید مدیرانی که همۀ کارها را خودشان انجام می دهند لازم باشد برای ترک این عادت مضر، ابتدا کارهای کوچک و کم اهمیت را به دیگران بسپارند تا ترس شان از سپردن کار به دیگران بریزد. البته توجه داشته باشیم که سپردن کار به دیگران به مفهوم توقع از اجرای صحیح و بدون نقص آن بدون هرگونه نظارت و کنترل، خیالی باطل است. غالب مدیران نقش خود به عنوان ناظر و کنترل کننده در هنگام سپردن کار به دیگران را فراموش می کنند و منتظر می مانند تا گزارش بدون عیب و نقص از کار به دستشان برسد آنگاه وقتی با اشکال در اجرا و نقص در آن مواجه می شوند، به این نتیجه گیری اشتباه می رسند که بهتر است کار را خودم انجام دهم. تقسیم کار بدون کنترل و نظارت جهت بهبود روند کار؛ یعنی دوباره کاری و القاء بی لیاقتی در سازمان

/ 0 نظر / 98 بازدید