هنر استراتژی؛ اینکه بدانیم چه موقع "نه" بگوئیم

برایان هالیگان، بنیانگذار Hubspot ، شرکت نرم افزار بازاریابی و فروش مستقر در کمبریج MA

زمانی که کسب و کارم را تازه راه انداخته بودم، عادت داشتم به هر ایده و ابتکاری بله بگویم. اینکار به افراد و همکارانم کمک می کرد تا کارها را سریعتر انجام دهند. در آنزمان و به خاطر اینکه آقای "بله بگو" به هر ایده ای بودم، به خود می بالیدم. تمام تلاشمان بخاطر رساندن محصول به بازار بود تا مشتری بیشتری بدست بیاوریم و ویژگی های مورد تقاضای مشتریان را طی فرصتهای مهم یادگیری، به محصول اضافه کنیم.

وقتی کارکنانم بیشتر و بیشتر شدند، تمامی آنهمه انرژی که به عنوان آقای "بله بگو" صرف می کردم دیگر نتیجه و برگشت بسیار محدودی داشت. وقتی موضوع را با دوستان به مشورت گذاشتم بتدریج به این نتیجه رسیدم که سبک مدیریت من مناسب شرایطی بود که یک استارت آپ بودم اما حالا با تعداد زیادی همکار و دهها پروژۀ نیمه کاره باید یاد می گرفتم به برخی از مدیرانم "نه" بگویم.

واقعیت این است که بسیاری از شرکتها نه بخاطر گرسنگی که بخاطر ناتوانی در هضم می میرند و کسب و کار من هم اکنون با انبوهی از ایده ها و پروژه های نیمه تمام، و کارهای در دست اقدام مواجه بود.

من برای رژیم "نه" گفتن سه موضوع را تمرین کردم:

1-   نوشتن و نه به خاطر سپردن

تنها و بهترین ابزاری که پیدا کردم تا بتواند این عادت استارت آپی را کنار بگذارم این بود که پنج مطلب اصلی کسب و کارم را در یک صفحه کاغد و فقط در یک صفحه بنویسم.

·       مأموریت شرکت (که سخت ترین بخش کار است)

·       مشتریان ما چه کسانی هستند

·        برنامه امسال

·       مواردی که امسال میخواهیم حذف کنیم

·       و شیوۀ پیگیری پیشرفت کارها

2-   بگذارید عملا "نه" اتفاق بیفتد

شرکت من بلحاظ سازمانی یک شرکت تخت است و لایه های زیادی ندارد لذا فرمان های سازمانی با صراحت و بدون حاشیه و تفسیر به پائین ترین بخش ها انتقال پیدا می کند. اما گاهی افراد با برخی آراء و نظرات خودشان تلاش می کنند تا "نه" به چالش کشیده شود و یا به "تقریبا نه" مبدل شود.

3-   بگذارید دستورات قاطعانه به اجراء در آیند

روی دیگر این سکه این است که مستقیم به اهداف مان نگاه کنیم و با هر اتفاقی (که اثرگذارنیست) آنها را مورد غفلت و یا تجدید نظر قرار ندهیم. ما در حالت استارت آپی می توانستیم بسرعت تصمیم بگیریم و این موضوع اگر تصمیم درستی گرفته بودیم الزاماً پی آمدی نداشت. در آن شرایط می توانستیم نتایج را بسرعت بررسی کرده و اگر تعهد کاری به کسی نداشتیم، در کمترین زمان کارها را تنظیم کنیم. این امکان سرعت تصمیم گیری در شرایط استارت آپی را هم اکنون بایستی با دقت در تصمی گیری جابجا کنم زیرا که تغییر البته از خسارت جلوگیری می کند.

/ 0 نظر / 105 بازدید