تعريف سازمانهای کوچک و نقش آنان در اقتصاد کشور

"کسب و کارهای کوچک" از اجزای لاینفک اقتصاد هر کشورند; ضمن اینکه منشا نو آوری های عمده ای در عرصه صنعت و تجارتند.از اینرو صاحب نظران سازمانها و واحدهای اقتصادی کوچک را نیروی محرکه نوآوری در اقتصاد می دانند. هر چند که این واقعیت را کمتر کسی انکار می کند، ولی در مورد تعریف این سازمانها،تفاوبت آرای زیادی وجود دارد. معیارهای متعددی برای متمایز ساختن سازمانهای کوچک از سازمانهای بزرگ به کار می روند. برخی از این معیارها عبارتند از تعداد کارکنان، میزان فروش سالیانه ،مبلغ سهام مالک و جمع دارائیهای سازمان.

 مثلا" با استفاده از معیار تعداد کارکنان گفته می شود کهسازمانها و واحدهای اقتصادی کوچک ، سازمانهائی مستقل می باشند که کمتر از صد نفر نیروی انسانی دارند. در حالیکه اگر بر مبنای سهام مالکیت تعریف گردد، گفته می شود سازمان کوچک، سازمانی استکه بخش عمده ای از سهام آن متعلق به مالک / مدیر آن است.

سلامت اقتصادی هر کشوری به میزان مطلوبیت مدیریت سازمانها و واحدهای اقتصادی کوچک در آن بستگی دارد و موفقیت در این بخش به تلفیق صحیح سرمایه ها،استعدادها،تلاشها و بهره گیری مطلوب از فرصت های ایجاد شده و رخدادهای پیش بینی نشده بستگی دارد.

دکتر علی رضائیان (مبانی سازمان و مدیریت ص26 )

/ 0 نظر / 64 بازدید