استراتژی کشورهای پیشرفته برای منابع انسانی در جهان

با اینحال هنوز انتظار می رود که تنظیم سیاستهای نیروی کار برعهدۀ دولتها باشد. با توجه به چالشهای پیش رو طی پنجاه سال آینده، به نظر می رسد یک رویکرد یکپارچه به امر مهاجرت می تواند تنها فرصت بزرگی باشد که انسانها بایستی هم اکنون برای پایه ریزی سعادتمندی درازمدت بشریت طراحی کنند.

بنا به اظهار سازمان بین المللی نیروی کار، حدود 73 میلیون جوان  بیکار بین سنین 18 تا 25 سال در سراسر جهان وجود دارد. عدم توازن نیروی انسانی در سراسر جهان زمانی اهمیت بیشتری پیدا می کند که بدترشدن اوضاع جمعیت شناختی غرب (شامل ژاپن) یعنی پیر شدن این جوامع در برابر دیگر بخشهای جهان را (که هفتاد درصد جمعیت شان زیر 25 سال هستند)، مورد توجه قرار دهیم.

با استقرار نیروی انسانی از کشورهای دارای مازاد به این مناطق دارای کمبود، می توان چشم انداز بهتری را برای رشد جوامع مواجه با بحران نیروی انسانی، متصور بود.

کشورهائی که با کمبود نیروی انسانی مواجه هستند، به گونه ای یکطرفه و ناکارآمد با استعدادهای جهانی تعامل داشته اند. یک سیاست واحد جهانی با هدف رسیدن به سطحی بهینه از مهاجرت می تواند برای نیروی انسانی بیکار در سراسر جهان مورد استفاده و بهره برداری قرار گیرد تا  شیب رشد جهانی طی پنجاه سال گذشته متأثر از توسعۀ نیروی انسانی را در همان حالت حفظ کند.

چنین طرحی بایستی تداوم داشته باشد. مذاکرات در مورد مهاجرت نبایستی حاصل دو پرسش ( بله مهاجرت خوب است ؛ خیر مهاجرت بد است) باشد بلکه  بایستی در یک چارچوب جامع تر که تعادل بهینۀ جهانی را هدف قرار دهد مورد ارزیابی قرار گیرد. اگرچه بدون تردید این فرآیند خالی از چالش نخواهد بود.

البته بین چند فرهنگی شدن و دستاوردهای اقتصادی نوعی تحلیل هزینه / منفعت وجود خواهد داشت که برای کشورهای میهمان هزینه های بیشتر افزایش جمعیت را در پی خواهد داشت. این واقعیت که کشورهای کم جمعیت نظیر کانادا و استرالیا می توانند درصد بیشتری از مهاجرت را در مقایسه با مناطق پر جمعیت نظیر اروپای غربی، در خود جای دهند نیز بایستی مورد توجه قرار داد.

یک رویکرد جهانی به نیروی انسانی می تواند با کمترین استانداردها و با عنایت به تستهای استاندارد، در سراسر جهان بکارگرفته شود. این واقعیت است که بوروکراسی بین المللی دارای سوابق به اثبات رسیده ای می باشد. اما بدون تلاش بیشتر برای رسیدن به یک رویکرد جهانی تر برای سیاستگذاری نیروی انسانی، یک منبع مهم رشد اقتصادی مضمحل شده و نهایتاً به کاهش رشد جهانی می انجامد.

چیزی که مورد نیاز است یک راه حل برای نه تنها مهاجرت جهانی (بلحاظ کمّی)، بلکه آموزش جهانی (بلحاظ کیفی) می باشد. مهاجرت از نظر کمّی و جابجائی نیروی انسانی قابل تحقق است اما اقتصاد جهانی نیازمند تفکر بهتر و نوآوری بیشتر در خصوص آموزش است تا از کیفیت مفید نیروی انسانی مهاجر نیز مطمئن شود. برای دستیابی به سعادت آتی، بایستی  امروزه به سیاستهائی روی آوریم که به بیشترین سرمایۀ انسانی ارزشمند منجر شود.

بزرگترین هنر مدیران  پرورش و حفظ  منابع  بخصوص منابع انسانی است.

/ 0 نظر / 13 بازدید