محمد سالاری
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      مشاوره کسب و کار،طراحی سیستم بازاریابی ویژه سازمانهای کوچک (ما به افراد و شرکت ها کمک می کنیم تا کسب و کار شان را بطور علمی راه اندازی و با بهترین سود آوری اداره کنند تلفن تماس : 09121269382 خدایا جرآتی عطا فرما تا بهبود دهیم آنچه که می توانیم، صبر کنیم بر آنچه که نمی توانیم (بهبود دهیم) و دانشی که تفاوت این دو را بدانیم)
هقت توصیه به مدیران مشاغل کوچک نویسنده: محمد سالاری - سه‌شنبه ٩ مهر ۱۳۸٧

 

                                                                                                                           

هیچ مدیری نمی تواند به جای تمام کارکنانش فکر کند،تصمیم بگیرد، و کار کند زیرا اگر اینگونه بود دیگر چه نیازی به استخدام کارکنان و همکاری با دیگران و تاسیس شرکت وجود داشت؟

برای بالا بردن راندمان کار و همکاری با دیگران بایستی .....


اصول و فنونی را رعایت نمود. از این رو توصیه های زیر برای دست یابی به یک محیط سرشار از همبستگی، خلاقیت، و نوآوری که دائم در حال بهبود شرایط خود باشد، ارائه می گردد:

 

1.     محل واقعی میز مدیر درست وسط میزهای کارکنان است .

نقش مدیر به عنوان یک مربی در سازمانهای کوچک غیر قابل اغماض است. ایجاد یک رابطه تنگاتنگ با همکاران و پرسنل نیازمند مهندسی خاصی است که ساده ترین اقدام برای آن می تواند در مکان و موقعیت فیزیکی یا جایگاه مدیر در میان کارکنان جهت سهولت و اشراف بر امور و ارائه بازخور بموقع، تبیین گردد. کناره گیری از کارکنان به هر بهانه و فرو رفتن در هاله ای از اوهام و کیش شخصیت ، اصولا" با مدیریت، در تضاد است.

2.     کارکنان بایستی احساس نمایند که با مدیری کاردان و کارآمد همکاری می کنند.

چنین احساس و باوری می تواند در ایجاد یک ارتباط مداوم که منشا قدرت در آن بر اساس شایستگی و توانائی و نه صرفا" موقعیت ( رئیس و مرئوسی) است، بسیار یاری دهنده باشد. بدیهی است دستورات مدیرانی که در حوزه تخصصی خود (فنی و یا غیر فنی) صادر می گردد از فدرت نفوذ بالاتری برخوردار است و برای کارکنان از جایگاه ویژه ای برخوردار می باشد. با اینحال برای تقویت هدف حاصل از این بند به نکته ای دیگر نیز بایستی توجه داشت و آن ایجاد فضائی است که کارکنان خود برای یافتن راه حل بیندیشند تا در نتیجه وسعت دید، به مسائل فراتر از میز خود نگریستن، به یک فرهنگ سازمانی مبدل گردد.

3.     احساس امنیت در کارکنان.

چنین حسی در گرو دو ویژگی است:

الف – علاقمندی کارکنان به فعالیتی که انجام می دهند.

ب -  مطلع بودن آنان از نتایج نهائی کاری که می کنند.

مدیران مشاغل کوچک شایسته است که در هنگام استخدام کارکنان و جذب نیرو نسبت به تناسب ویژگی های روحی ، روانی ، و شخصیتی آنان با واحد سازمانی، تعمق نمایند تا فاصله دسترسی به بند الف را کوتاه نمایند. مطلع نمودن کارکنان از فرآیند نهائی فعالیت ها موجب می گردد تا افراد عملکرد خود را ثمر بخش تلقی کرده ، خود را در پیشبرد اهداف سازمان موثر دانسته، و احساس مفید بودن نمایند تا به ارتقاء کیفیت فعالیت خود بپردازند. این موضوع احساس شراکت کارکنان را در کل چرخه تولید و خدمات یک سازمان به همراه خواهد داشت.

4.     احساس همبستگی.

بدیهی است افراد زمانی احساس همبستگی با مجموعه را خواهند داشت که اولا" در جریا امور قرار گرفته و عکس العمل هایشان به مسائل سازمان بی پاسخ نماند. به عنوان مثال اگر پیشنهادی ارائه می دهند، همیشه گوشهائی برای شنیدن آن و یا مراحلی برای بررسی آن وجود داشته باشد، و حتی در صورت عدم امکان به کار بستن آن پیشنهادها، علت با آنان در میان گذارده شود و اذهان آنان را به موقعیت واقعی و مسائل شرکت رهنمون گردد.

5.      وجهه اجتماعی.

برای بالا نگاهداشتن انگیزه کارکنان می بایستی نیاز فوری آنان را مورد توجه قرار داد و تامین آن را همچون یک عامل تشویقی و یا پاداش به انجام امور مورد نظر و دسترسی به اهداف سازمان موکول نمود. ایجاد فضائی احترام آمیز مبتنی بر درک متقابل که در آن ارزش های شرکت برای افراد به صورت واضح و روشن تفهیم گردیده باشد و مبانی ارزشمندی افراد در سازمان مبتنی بر اثر بخشی آنها در راستای اهداف، تعریف شده باشد، بی تردید به محیطی آکنده از رشد و هم افزائی می انجامد. ارتباطات در چنین مجموعه ای متاثر از قابلیت های ماهوی و نه اعتباری خواهد بود و این گونه ارتباط در محیط کار، افتخار آمیز است.

6.      خرسندی و نشاط در گرو یادگیری است.

انسان ماهیتاً موجودی یادگیرنده و خلاق است. برعهده مدیران است تا بیشترین سعی خود را مصروف رفع موانع نمایند، زیرا افراد ذاتا" دارای قابلیتهائی هستند که به رشد می انجامد. ایجاد چالش برای بهبود مهارتها، طرح مسائل جهت تحریک اذهان و فکر کردن در گستره هائی فراتر از چارچوب وظائف اجرائی در سازمان، نشاط انگیز، غرور آفرین، انگیزه بخش، انرژی زا، و موجب خرسندی افراد در کسب و کارها می گردد. از این رو درگیر کردن کارکنان با اهداف بنگاه اقتصادی، یافتن راههای دستیابی به این اهداف، و جستجو برای حل مسائل مجموعه به هر چه آماده تر شدن اذهان و هر چه توانا تر شدن ویژگی های ذهنی و فکری کسب و کار جهت رویاروئی با شرایط و موقعیتهای گوناگون، می انجامد.

7.      همکاری با خود را خاطره انگیز کنید.

به راستی چرا کارکنان بایستی با شما همکاری نمایند؟ حقوق، مزایا، پاداش، تجربه اندوزی در کنار مدیری مجرب، یادگیری مدیریت فشار و استرس و بحران و دقت در رفتار با مشتریان به هنگام داغ شدن بازار؟ آیا مخاطراتی که مدیران مشاغل کوچک در ترک کار کارکنان خود احساس می نمایند و بدینوسیله سرمایه گذاری بر آموزش آنان را کاری بیهوده تلقی می نمایند یک نگرانی منطفی است؟ به نظر من پاسخ مثبت است . راستی چرا باید برای نیروهائی سرمایه گذاری کرد که معلوم نیست آیا در سازمان ماندگار است یا نه؟

اما این نگرانی صرفا" مخصوص مدیرانی است که برای مشتریان داخلی شرکت خود یعنی همان کارکنان، هیچ چیزی بیشتر از رقبا، برای ارائه کردن ندارند.

به کارکنان خود چیزی بدهید که دیگر مدیران و کارفرمایان از ارائه آن ناتوان هستند تا دیگر نگران هدر رفتن سرمایه گداری آموزشی آنان نباشید. به کارکنان خود چیزی بدهید که به راحتی نزد دیگران به دست نمی آید.

بدینترتیب منطقی است که مدیران از خود و با این نگرش به مدیریت آغاز نمایند که :

هیج مدیری نمی تواند به جای تمام کارکنان خود فکر کند، تصمیم بگیرید و عمل نماید. اصل بقاء شرکت در بازار ایجاب می نماید که به دیگران بیاموزیم به نوبه خود اندیشه کنند و استقلال رای داشته باشند.

تلفن تماس : ٠٩١٢١٢۶٩٣٨٢

 

  نظرات ()
دوستان من فوروم مشاوران انجمن جهانی بازاریابی حسی استخدام حرفه ای DR. Heinz روز نوشته های برویز درگی بازاریابی حسی - میدانی مدیریت ارتباط مشتری آقای سعید میرواحدی وبلاگ آقای بیابانی دکتر احمد روستا چهارراه تبليغات سیگما گروپ اقتصاد آنلاین رفتار سازمانی پرتال زیگور طراح قالب