محمد سالاری
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      مشاوره کسب و کار،طراحی سیستم بازاریابی ویژه سازمانهای کوچک (ما به افراد و شرکت ها کمک می کنیم تا کسب و کار شان را بطور علمی راه اندازی و با بهترین سود آوری اداره کنند تلفن تماس : 09121269382 خدایا جرآتی عطا فرما تا بهبود دهیم آنچه که می توانیم، صبر کنیم بر آنچه که نمی توانیم (بهبود دهیم) و دانشی که تفاوت این دو را بدانیم)
9 عاملی که به تصمیم گیری های مهلک می انجامد نویسنده: محمد سالاری - چهارشنبه ۱٢ آذر ۱۳٩۳

توسط : جک زینگر از شرکت مشاورۀ تربیت مدیران اجرائی  زینگر/فالکمن – سپتامبر 2014

اولیه ترین شرایطی که در مورد تصمیم گیری های بد به ذهن خطور می کند شاید زمانی باشد که تصمیم گیرنده زیر بیشترین فشارها و استرس ها قرار دارد یا وقتی که دسترسی به تمامی اطلاعات مهم ندارد.

اما ما به دنبال پاسخهای منفعلانه نیستیم. برای درک ریشه ها و علل اصلی تصمیم گیری های ضعیف و بد، به بررسی 360 پاسخ و داده جمع آوری شده از حدود پنجاه هزار رهبر کسب و کار اقدام کردیم و شرایط و رفتار کسانی که از منظر دیگران بد تصمیم گرفته اند با آنهائی که خوب تصمیم گرفته اند را مقایسه کردیم. طی یک تحلیل عاملی از این رفتارها به تفاوت آماری قابل توجهی برخورد کردیم که آنها را به ترتیب اولویت و اهمیت بشرح زیر تقدیم می کنیم:

 


 

  1. تنبلی: ناتوانی در بازبینی حقایق، اقدام کردن، تأئید فرضیه ها، یا جمع آوری داده های بیشتر. اساساً چنین رهبرانی از منظر دیگران بسیار کند و بی دقت هستند. آنها به اتکاء تجربیات قبل و نتایجی که انتظار می رود بدست آورند، تصمیم می گیرند.
  2. عدم پیش بینی سناریوهای غیرقابل انتظار: البته تمرکز بر وقایع منفی در زندگی می تواند مأیوس کننده باشد و بیشتر افراد بر این باور هستند که بدترین شرایط برای آنها هیچگاه اتفاق نمی افتد. متأسفانه بدترین شرایط در غالب اوقات اتفاق می افتد. انسانها جان خود را از دست می دهند، زندگی ها از هم پاشیده می شود، تصادفات بوقوع می پیوندند، بازارها دچار رکود می شوند، قیمتها تغییر می کنند و برخی از دوستان تو زرد از آب در می آیند..... تحقیقات نشان می دهد اگر افراد زمانی را صرف پاسخ دادن به اینکه اگر موردی مطابق با پیش بینی اتفاق نیفتد چه؟ بکنند، آنگاه به راه حل بسیاری از مشکلاتی که ممکن است در واقعیت دچارش شوند، دسترسی پیدا می کنند. البته بیشتر انسانها وقتی به یک تصمیم گیری می رسند بقدری هیجان زده می شوند که هیچ فرجه ای برای انجام چنین تلاشی باقی نمی گذارند.
  3. تردید : سر دیگر این طیف تردید و سردرگمی در مواجه با یک مسئله و معما است که متأثر از تغییر دائم داده ها می باشد. کار ساده این است که مطالعۀ داده ها را همینطور ادامه بدهیم و گزارشهای بیشتری بخواهیم، یا بدنبال تحلیلی دیگر قبل از تصمیم گیری باشیم. زمانی که حجم این گزارشها و تحلیل و بررسی ها طولانی تر از موقعیت مفید برای تصمیم گیری بشود (نوشدارو پس از مرگ سهراب)، فرصت از دست خواهد رفت. در چنین شرایطی به داده  نگاه کنید و مسئولیت تان برای تصمیم گیری را به یاد آورید تا جرأت پیدا کرده و روبه جلو حرکت کنید. بیشتر اوقات تصمیم نگرفتن بهتر از تصمیم اشتباه گرفتن است. بیشتر آنهائی که از تصمیم گیری می ترسند، کسانی هستند که معقدند یک اشتباه موجب خراب شدن موقعیت شان می شود و بنابراین از هر ریسک و مخاطره ای پرهیز می کنند.
  4. متمرکز شدن بر گذشته: یک دیگر از علت های تصمیم گیری اشتباه برخی افراد استفاده دائم آنها از همان فرآیندها و یا داده های همیشگی است. این افراد به رویکردها عادت می کنند و به سختی رویکردهای جدید را مورد توجه قرار می دهند. اما بیشتر مواقع یک تصمیم اشتباه زمانی گرفته می شود که داده ها و فرآیندهای قدیمی دیگر درست نیستند و با واقعیت مطابقت ندارند. این همان اصلی است که تصمیم گیرندگان غلط به هنگام سعی و خطا، آن را فراموش می کنند.
  5. فقدان هرگونه شاخص راهبردی و استراتژیک: گاهی تصمیم گیریهای غلط ریشه در ناتوانی برای فهم و درک ارتباط یک مشکل با کل مجموعه است. در صورت نداشتن یک استراتژی روشن قابل فهم که شرایط و مسیر را برای مان تعریف کرده باشد، بدیهی است که بیشتر راه حل ها، گنگ به نظر خواهند رسید. اما زمانی که بتوانیم مسائل را در راستای یک راهبرد و استراتژی صریح مورد بررسی قرار دهیم، راه حل های درست بخودی خود مورد توجه قرار می گیرند و خود را از دیگر راه حلها متمایز می کنند.
  6. وابستگی بیش از حد: برخی تصمیم گیری ها هرگز محقق نمی شود زیرا همه منتظر همدیگر هستند و تصمیم گیری شان موکول به تصمیم گیری دیگری است. تصمیم گیرندگان اثرگذار همیشه به دنبال راهی هستند تا به هنگام ضرورت به شیوه ای مستقل عمل کنند.
  7. ایزوله از دیگران تصمیم گیری کردن: برخی از رهبران تخصص های ضروری به هنگام نیاز را در دایرۀ ارتباطات خویش ندارند. بیشتر مطالعات(از جمله همین تحقیق) در مورد تصمیم گیریهای درست و اثربخش، نشان داده است که درگیر کردن دیگر افراد صاحب صلاحیت، تجربه ، و تخصص، به هنگام تصمیم گیری  بر کیفیت تصمیم ها تأثیر گذار است. بنابراین پرسش این است که چرا؟ گاهی اوقات افراد فاقد شبکه های ضروری از مهارتها برای دسترسی به اطلاعات درست هستند. در برخی اوقات نیز دیگران را (به هر دلیل) درگیر فرآیند تصمیم گیری نمی کنند و البته این دیگران بخاطر تصمیمات غلط سرزنش هم می شوند.
  8. فقدان روشهای تکنیکی : امروزه سازمانها بسیار پیچیده شده اند و حتی بهترین رهبران هم از  تمامی تکنیکهای دقیق برای درک کامل موضوعات آن سازمان بهره نمی برند. اما زمانی که تصمیم گیرندگان می خواهند بر دانش و تخصص دیگران تکیه کنند، در حالیکه خود هیچگونه درکی از این تخصص ها ندارند، آنگاه اوقات پر چالش و سختی را برای یکپارچه کردن این اطلاعات برای تصمیم های بهتر، پیش رو خواهند داشت. زمانی که این رهبران حتی دانش و تجربۀ مقدماتی و پایه ای مرتبط با تصمیم گیری را دارا نمی باشند، هیچ راهی برای انتخاب بهترین یا بدترین تصمیم ها نخواهند داشت. مطالعات ما نشان داده است که بهترین رهبران با تجربه ترین آنها بوده اند و زمانی که این دسته از رهبران با فقدان روشهای تکنیکی برای اتخاذ تصمیم های پیش رو مواجه می شوند، اولویت کاری خود را بر یافتن استعدادهای مورد نیاز جهت یاری گرفتن، تنظیم می کنند.
  9. ناتوانی در برنامه ریزی ( چه چیز، چه زمانی، کجا، و چگونه) مرتبط با تصمیم ها: برخی تصمیم های خیلی خوب به تصمیم های بسیار بد تبدیل می شوند، آنهم تنها به این خاطر که  افراد از آن بی خبرند یا در مورد آن هیچ نمی دانند. درمیان گذاردن تصمیم اتخاذ شده با افراد، گفتگو در مورد مبانی عقلی و منطقی آن با دیگران، و اطلاع رسانی در مورد شیوۀ اجرائی آن، در اجرای موفق یک تصمیم، بسیار تأثیر گذار است.

مدیریت یعنی تصمیم گیری

تلفن تماس: 09121269382

  نظرات ()
دوستان من فوروم مشاوران انجمن جهانی بازاریابی حسی استخدام حرفه ای DR. Heinz روز نوشته های برویز درگی بازاریابی حسی - میدانی مدیریت ارتباط مشتری آقای سعید میرواحدی وبلاگ آقای بیابانی دکتر احمد روستا چهارراه تبليغات سیگما گروپ اقتصاد آنلاین رفتار سازمانی پرتال زیگور طراح قالب