محمد سالاری
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      مشاوره کسب و کار،طراحی سیستم بازاریابی ویژه سازمانهای کوچک (ما به افراد و شرکت ها کمک می کنیم تا کسب و کار شان را بطور علمی راه اندازی و با بهترین سود آوری اداره کنند تلفن تماس : 09121269382 خدایا جرآتی عطا فرما تا بهبود دهیم آنچه که می توانیم، صبر کنیم بر آنچه که نمی توانیم (بهبود دهیم) و دانشی که تفاوت این دو را بدانیم)
کار گروهی ؛ رمز موفقیت نویسنده: محمد سالاری - سه‌شنبه ۱٥ آبان ۱۳۸٦

ویژه مشاغل کوچک و متوسط

 

کار گروهی ؛ رمز موفقیت

همکاری و شراکت با افراد مناسب برای کسب بالاترین اثر بخشی در ارائه محصولات یا خدمات به مصرف کنندگان

واژه "آنتروپرونر" (entrepreneur)  که واژه "کار آفرین"؟! در حوزه لغات رایج مرتبط با کسب و کار، مترادف با آن مورد استفاده قرار می گیرد، از ریشه فرانسوی entreprendre به مفهوم (پذیرفتن تعهد و مسئولیت برای انجام و اجرای کاری"، گرفته شده است(رک. فرهنگ لغات آکسفورد).

مهمترین ویژگی این افراد جرات و جسارت راه اندازی کسب و کار و پذیرفتن مسئولیت سود ویا زیان ناشی از آن می باشد که این خود نیز شاید منبعث از علاقه شدید به مستقل عمل کردن  این قبیل افراد در کسب و کار و فعالیت اقتصادی است. با توجه به اصل تقریب مضامین و مفاهیم در برگردان، به نظر می رسد واژه " کاسب" این تقریب را دقیق تر ابراز نماید زیرا ویژگی ابداع و ابتکار شغل( از نظر فرهنگی) ، جرات پذیرش سود و زیان (به لحاظ اقتصادی) و استقلال (در منظر تاریخی) در این قشر از فعالان اقتصادی  بارزتر از واژه مرکب "کار آفرین" است که تنها بر خلاقیت متمرکز می باشد.

اگر از این افراد بپرسید " چه چیز در این  رویه کاری (کاسبی) برایت از همه جالبتر است؟" ، عمده ترین پاسخهائی که می شنوید عبارتند از : "اگر شریک خوب بود خدا هم برای خودش می گرفت" یا "رئیس خودت ، نوکر خودت".

با این همه کاسبهای موفق عموما" کسانی نبوده اند که تک روی و یا یکه تازی کرده باشند بلکه موفقترین این افراد کسانی بوده اند که توانسته اند به بهترین وجه توانائیها و قابلیتهای دیگران را در راستای اهداف خود، مدیریت نمایند. البته لازم به ذکر است که  آنتروپرونرها (کاسبها)ی فاقد تجربه های بزرگ و موفق، عموما" کسانی هستند که بیش از دیگران  از این یکه تازی لذت می برند.

طی تحقیقاتی که از بیش از یکصد کاسب موفق به عمل آمده است، آنان ندرتا" تجربه مدیریتی زیادی داشته ، از نظر بنیه مالی در حد افراد متوسط بوده و نوعا" هرگز سابقه  ابداع یک محصول یا خدمت جدید را نداشته اند.

مهمترین سرفصل روند کاسبی این افراد درست زمانی بوده است که متوجه کاهش در آمد شده و دست کمک به سوی دیگر افراد دراز کرده اند. این کمک دقیقا" همان چیزی است که برای موفقیت به آن نیاز دارید و می تواند در صدها قالب و شکل بروز و ظهور نماید مثل :

 

* تولید کننده یا تامین کننده ای که در نظر دارد زمان تحویل سفارشها را کاهش دهد.

*  یک نماینده فروش مستقل که برای ارتقائ فروش یک محصول در بازار با تولید کننده قرار داد می بندد.

*  یک خرده فروش که محصول شما را به فروش می رساند.

*  یک تولید کننده که برای بخش تحقیق و توسعه (R&D ) در کسب و کار خود، قرار داد منعقد می کند.

* یک بازاریاب که برای معرفی و فروش محصولات شما به خریداران بزرگ ، اقداماتی را انجام می دهد.

* یک مشاور صنفی یا صنعتی که به شما کمک می کند تا برای تولید ابتدائی یک محصول درست سرمایه گذاری کنید.

*  یک کاسب دیگر که شما را از نمایشگاهها و یا رویدادهای صنعتی مرتبط مطلع نموده و شما را به شرکت در آنها ترغیب می نماید و به شما کمک می کند تا محصول یا خدمت خود را قیمت گذاری نمائید.

* یک صاحبنظر صنعتی که ابتدا در شرکت و کسب و کار شما سرمایه گذاری می کند و برای توفیق یک محصول یا خدمت از نزدیک با شما همکاری می نماید.

 

خودتان متناسب با کارتان می توانید راجع به کمکهای مورد نیازتان  درست هنگام شروع و یا حتی قبل از مرحله معرفی محصول یا خدمت به بازار، فکر کنید و آنها را مشخص و معین نمائید و برای مرتفع نمودن آنها، افراد مناسب را پیدا کنید.

شاید تا مرحله فروش بتوانید دوام آورده و به تنهائی ادامه دهید اما فروش و بازاریابی داستان دیگری است . اکثر آنتروپرونرها یا کاسب ها نیازمند کمی سرمایه گذاری بیشتر می باشند تا از بروز اشتباهات حتی در مرحله  طراحی محصول نیز جلوگیری به عمل آورند و بدینترتیب بنیه مالی را برای اهداف مهمتری که فرا روی فعالیت در بازار دارند، حفظ و صرفه جوئی نمایند، چه در غیر این صورت بایستی منتظر کسب تجربه شخصی به بهائی گزاف باشند.

دوران یکه تازی سر آمده است به همکاری بیندیشید

اکنون دیگر چرخه عمر محصول کوتاه و کوتاهتر شده است. محصولات می آیند و حد اکثر سه یا چهار سالی عمر می کنند و می روند و این تغییرات شدید مبین مشکلات و تهدیدها، یا راههای جدید و فرصتهائی بدیع برای صاحبان مشاغل کوچک و کاسب ها است. دیگر به تنهائی نمی توان روند طبیعی دو تا پنج سال را برای طراحی ، تولید و معرفی محصول طی کرد زیرا تا آن موقع نیاز و ویژگی های بازار تغییر پیدا کرده است و این یعنی عدم کفایت فعالیت مستقل جهت کنترل همه چیز در ارتباط با محصول .به عبارت دیگر شاید صرفا" چند سال کوتاهی  بتوان فروشی موفق داشت.

اما خبر خوب اینکه اوضاع بازاریان و تولید کنندگان نیز به همین میزان سخت تر  و پیچیده تر شده است و آنان نیز برای نفوذ سریع در بازار با موانعی نه چندان سهل و آسان مواجه هستند. بنابراین صاحبان مشاغل کوچک و کاسب های ترو فرز تر که دارای مجموعه ای با ساختار پویاتر می باشند این قابلیت را دارند که در برابر تولید کنندگان بزرگ از اهرم سرعت عمل خود بهره ببرند. داستان از این قرار است که  تولید کنندگان بزرگ برای پاسخ به این چالش به افزایش برونسپاری روی می آورند تا موقعیت خود در بازار را حفظ نمایند. این بدانمعنی است که  تولید کنندگان، بازاریان، توزیع کنندگان و خرده فروشان همگی مصمم هستند تا آنتروپرونرها را کمک نمایند.با این حساب  تمام چیزی که باید انجام دهید گشودن آغوش همکاری برای رفع نیازهای مبرمی است که دیگران در انجام آن از کارآئی و اثر بخشی بالاتری برخوردارند.

واقعیت ساده این است که کارگروهی برابر است با موفقیت.   در بازار های اشباع شده امروزی، افرادی که به کاسبی و پذیرش ریسک سود و زیان روی می آورند، برای جلب توجه در بازار، اوقات و مراحل سختی را پشت سر می گذارند. برای راه اندازی کسب و کار در اندازه مناسب و با تحرک و پویائی در خور ، به منابع نیاز است. اگر این منابع را در اختیار نداشته باشید، بایستی با کسی که آن را در اختیار دارد همکاری نمائید کسی که پول، منابع تولید، یا کانالهای مورد نیاز توزیع برای تبدیل یک محصول یا خدمت جدید به یک موفقیت بزرگ را در اختیار داشته باشد. فراموش نکنید همیشه در جستجوی فرصتی برای متحد شدن، همکاری، و شراکت با دیگران باشید.

سه عامل در موفقیت یک محصول موثر است :

1- یافتن فرصتی در بازار : و سپس طراحی و ساخت محصولی که این نیاز بازار را مرتفع نماید. محصولی که خوب طراحی شده باشد می تواند اشتیاق و نیاز مشتری را بر آورده نماید، و قیمت مناسب در ارائه ارزش به مشتری نقش مهمی را ایفا کند که این البته از نقاط قوت یک کسب و کار است.

2- تولید محصول : تکنولوژی و روندهای مناسب تولید، سرمایه کار، کنترل کیفیت، مهندسی ارزش، بیمه مسئولیت، تائیدیه های دوره ای و بسیاری نگرانی های دیگر جزء حوزه و قلمرو تولید است.

3- فروش و بازاریابی : قیمت گذاری، بسته بندی، اقدامات ترویجی و ارتباط با خریداران اصلی و مهم جزء ساده ترین اهداف بازاریابی می باشد. درک نیاز مشتری، موضع یابی در بازار، ایجاد یک هویت تجاری (برند) بیاد ماندنی و تصویری ماندگار از محصول، و یافتن حساسیتهای مشتری را می توان از تاکتیکهای مورد استفاده بازاریابها در معرفی موفقیت آمیز یک محصول به شمار آورد.

با مروری بر این سه نکته از خود سئوال کنید آیا منطقی است که آنتروپرونرها ( کاسب ها )، در روند پر پیچ و خم  ارائه یک محصول به بازار، همه کارها را خود به تنهائی انجام دهند؟ به نظر نمی رسد پاسخ مثبت باشد. هر یک از این کارها به تخصص و کارشناسی بالائی نیازمند است. به عنوان یک کاسب باید یاد بگیرید چگونه توان و قابلیتهای دیگران را مدیریت نمائید تا با هم به هدف (شما) دسترسی پیدا کرده وبه  اجر مشترک (پول) برسید. وقتی مهارت این کار را فرا گرفتید خواهید توانست خلاقیتهای خود را ظاهر نموده و محصولات جدیدی را طراحی و ارائه کنید.

بدبختانه راه مشخصی برای پیدا کردن شریک مناسب اختراع نشده است. هر بازار و هر محصول ویژگی مخصوص به خود را دارد و نیازمند رویکردی خاص می باشد. اما وقتی در یافتن شریک و همکار، کار آزموده شدید، دیگر در بازار محدودیتی نخواهید داشت مگر خلاقیت و ایده های جدید برای درک نیاز بازار.

پایان

شماره تماس: 09121269382

  نظرات ()
دوستان من فوروم مشاوران انجمن جهانی بازاریابی حسی استخدام حرفه ای DR. Heinz روز نوشته های برویز درگی بازاریابی حسی - میدانی مدیریت ارتباط مشتری آقای سعید میرواحدی وبلاگ آقای بیابانی دکتر احمد روستا چهارراه تبليغات سیگما گروپ اقتصاد آنلاین رفتار سازمانی پرتال زیگور طراح قالب