محمد سالاری
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      مشاوره کسب و کار،طراحی سیستم بازاریابی ویژه سازمانهای کوچک (ما به افراد و شرکت ها کمک می کنیم تا کسب و کار شان را بطور علمی راه اندازی و با بهترین سود آوری اداره کنند تلفن تماس : 09121269382 خدایا جرآتی عطا فرما تا بهبود دهیم آنچه که می توانیم، صبر کنیم بر آنچه که نمی توانیم (بهبود دهیم) و دانشی که تفاوت این دو را بدانیم)
بازسازی روحیۀ کارکنان نویسنده: محمد سالاری - جمعه ٥ آبان ۱۳٩۱

اقتباس از mindtools

در شرایط ناگوار اقتصادی که گروه به دلایل مختلف از جمله کاهش فروش، تعدیل نیرو، عقب افتادگی حقوق، و یا ... ضربۀ روحی می خورد، نبایستی نسبت به تجدید روحیه افراد بی تفاوت بود.

یکی از شرکتها را می شناسم که در این روزها بناچار دست به تعدیل نیرو زده است و با تعداد قابل توجهی از همکاران خود خداحافظی کرده است، گروه  دچار ضربۀ روحی شدیدی شده است، شایعات در مورد تعدیل نیروهای دیگر بر سر زبانها است، مناقشات درشرکت افزایش یافته و انرژی افراد بوضوح تحلیل رفته است. با اینحال اگرچه افراد به کار مشغول هستند اما در این محیط کاری می توان شاهد اضطراب ، دلزدگی، و بی علاقگی بود...


عوامل گوناگونی وجود دارد که بر روحیۀ گروه تأثیر می گذارد. زمانی که روحیۀ گروه دستخوش تلاطم می گردد، بایستی بسرعت واکنش نشان داد و اثرات این لطمات را به کمترین میزان کاهش داد. اما واقعاً در چنین شرایطی چکار می توان کرد؟

به عنوان سردمدار و رهبر یک کسب و کار خود را مسئول روحیۀ افراد مان می دانیم اما این روحیه واقعاً چیست و برای تقویت آن چه کارهائی می توان انجام داد؟ اجازه دهید این هر دو پرسش را مورد کنکاش قرار دهیم.

روحیۀ گروهی چیست؟

مطابق با نظر "الکساندر لی تان"، جامعه شناس، روحیۀ گروهی عبارت از ظرفیت یک گروه از افراد است که موجب مداومت و پیوستگی آنها در پیشبرد یک هدف مشترک می گردد.
لذا برای اینکه سازمان شما به جلو برود بایستی زمانی را صرف  ایجاد روحیۀ خوب تیمی کنید. مطابق با این تعریف، سازمانهای دارای روحیۀ خوب تیمی دارای خلاقیت بالاتر و درگیر بودن کارکنان با اهداف سازمان می باشند. این سازمانها کمترین تعداد تعدیل نیرو و غیبت را دارا بوده و از نیروی کار شادتری برخوردارند. علاوه بر این، جذب بهترین استعدادها برای چنین سازمانهائی راحت تر است. در شرایطی که "افزایش روحیۀ گروهی" بنظر یک هدف مبهم و کلی یا انتزاعی می آید، اما بسیاری از پی آمدهای آن قابل اندازه گیری بوده و مستقیماً بر خط تراز مالی تأثیر می گذارد. از همه مهمتر اینکه کار کردن در شرکتی که روحیۀ گروهی در آن بالا می باشد، بسیار خوشایند است.

چرا روحیۀ گروهی لطمه می بیند؟

عوامل بسیاری می تواند بر روحیۀ گروهی اثرات بدی را برجای گذارد. بطور مثال:


  • تعدیل نیرو و اصلاحات ساختاری در سازمان

  • رهبری ضعیف

  • ارتباطات ضعیف

  • فقدان تشخص سازمانی یا خودگردانی امور در افراد

  • شرایط کاری غیر قابل انعطاف

  • فقدان منافع گروهی

  • صدمه دیدن حیثیت یا جایگاه اجتماعی سازمان

  • از دست دادن یک قرارداد یا مشتری بزرگ

  • همکاران نا سازگار

  • بارکاری یا استرس زیاد و بدون پاداش یا قدردانی

  • فقدان هر گونه فرهنگ سازمانی که برای کاری که به انجام می رسد ارزش قائل شوند

نشانه های روحیۀ گروهی پائین

مدیران در بیشتر موارد قادر به تشخیص روحیۀ پائین گروه نمی شوند. بهتر است فارغ از اینکه سازمان ما با یکی از سناریوهای بالا مواجه است یا نه، دقت خود را بر نشانه ها و علائمی که در پائین می آید متمرکز کنیم تا به شرایط روحی گروه حساس بمانیم:


  • عدم خوشحالی قابل مشاهده، صریح و بی پرده

  • افزایش گله و شکایت در مورد کار یا دیگر افراد گروه

  • افزایش غیبت ها و حضور پیدا نکردن ها

  • افزایش تنازعات بین افراد گروه

  • نافرمانی یا بی توجهی به ضوابط ، قوانین، و آئین نامه ها

  • افزایش اخراج ها و جابجائی ها

  • کاهش خلاقیت

  • فقدان و کاهش همدلی

روحیۀ رهبر

همیشه به یاد داشته باشیم که اگر سکان هدایت یک مجموعه را بر عهده داریم، روحیۀ افراد آن مجموعه منبعث از روحیۀ ما است. به ما بستگی دارد که مدل روحی خوبی برای تیم باشیم یا نه! اما اگر روحیۀ خودمان احتیاج به بازسازی دارد، آنگاه تأکید می شود که ابتدا بر روحیه و دیدگاههای خودمان کار کنیم و آن را ارتقاء دهیم. کار را با این پرسش که چرا روحیه مان پائین است آغاز و سپس راههائی را برای تنظیم نگرش و بهبود روحیه مان به مسائل و امور پیدا کنیم.

غالباً این مرحله با یک اقدام همراه است. مثلاً شاید روحیه مان به علت در تنگنا قرار گرفتن برای انجام یک کار به بهترین وجه که در غیر اینصورت موقعیت خوبی را از دست می دهیم، تحت تأثیر باشد. لذا با بررسی سناریوهای گوناگون از پایان چنین شرایطی بر روی اعتماد به نفس خودمان بایستی کار کنیم. به یاد داشته باشیم که گروه همیشه شاهد و ناظر ماست و اگر احساس مثبت و خوبی داشته باشیم این را به آنها تسری می دهیم. البته بُردهای سریع نیز بر افزایش اعتماد به نفس ما و گروه مان اثرگذار است. حتی می توان از روشهای رایج برای تست اینکه در حالت فعلی دارای افکار مثبت و یا منفی هستیم بهره بگیریم. این موضوع به ما کمک می کند تا شرایط احساسی خود را بهتر درک کنیم و نسبت به تغییر آن اقدام کنیم تا تعامل مناسبتری با گروه داشته باشیم.

روحیۀ گروه

اگر تیم ما به بهبود روحیه نیاز داشته باشد، از راهبردهای گوناگونی برای تأمین این نیاز می توان بهره گرفت. با اینحال زمانی که به بهبود روحیه خودتان اقدام کردید آنگاه بایستی مسئله را در گروه شناسائی کنید. این موضوع به انتخاب صحیح راهبرد حل مسئله کمک می کند. این راهبردها به عنوان مثال می توانند شامل موارد زیر باشند:

    1-  تجدید ارتباط با افراد گروه

روحیه گروه زمانی بالا می رود که اعضاء گروه خود را در ارتباط تنگاتنگ با مدیران و رهبران خود ببینند. می توان چنین محیطی را با ایجاد ارتباطات مناسب با گروه و با ایجاد امکان برقراری چنین ارتباطی در بیشتر موارد، امکان پذیر ساخت. می توان برای این موضوع از روش گردش در سازمان استفاده کرد تا با افراد گروه یک ارتباط بدون واسطه و نزدیک را تجربه کنیم. با نوعی تماس منظم از این قبیل می توان اعتماد و همدلی را در سازمان افزایش داد. این روش حتی به ما کمک می کند تا هوش هیجانی خود را نیز تقویت کنیم وبدینوسیله هرچه بیشتر به هیجانات و نیازهای اطرافیان خویش اشراف پیدا کنیم و بدرستی در جایگاه یک رهبر به وظائف خویش عمل کنیم.

به یاد داشته باشیم که فقدان قدردانی از زحمات دیگران غالباً ریشۀ بسیاری از عوامل کاهش دهندۀ روحیۀ گروه می باشد. بنابراین هرآنچه می توانیم بکاربگیریم تا به افراد گروه نشان دهیم از تلاشهای آنها غافل نیستیم و برای آن تلاشها ارزش قائل هستیم. با تشکر از افراد تیم بخاطر کاری که بدرستی انجام داده اند یا با ارائۀ مرخصی فوق العاده، یا ساعات کاری انعطاف پذیر در شرایطی که به اهداف کاری خود رسیده اند، به آنها پاداش بدهیم. حتی می توان یک بازخورد منظم از کارشان به آنها بدهیم تا به نوعی مدیریت ارتباط هیجانی خود با افراد تیم برسیم.

    2- بهبود و توسعه گروه

روش دیگر بهبود روحیه، بخصوص پس از یک دور تعدیل نیرو، می تواند ارتقاء توان مهارتی آنها در انجام کارها باشد. بنابراین می توان به ایجاد فرصتهای آموزشی به عنوان روشی که به احساس امنیت در آنها می انجامد و موجب افزایش وفاداری آنها به سازمان می شود، اندیشید.

    3- بهبود محیط کاری

گاهی اوقات روحیۀ تیم بخاطر محیط فیزیکی محل کار صدمه می بیند و پائین می آید. بهتر است نگاهی به محل کار افراد ، اتاق کنفرانس و دیگر قسمتها بیندازید. آیا در این مکانها احساس خوبی دارید؟ وضعیت نور، کیفیت هوا و ... مناسب است؟ آیا افراد برای انجام کارهایشان ابزار و وسائل مناسبی را در اختیار دارند؟ توجه داشته باشیم که شرایط محیط کار بایستی از نظر فیزیکی و نیز روحی مناسب باشد.

    4-  بهبود و ارتقاء ارتباطات

ارتباطات ضعیف می تواند یکی دیگر از عوامل اُفت روحی تیم باشد. شایعات می تواند در چنین شرایطی بسرعت در محیط کار گسترش پیدا کند و اینموضوع به پائین آمدن روحیه افراد می انجامد. به همین علت است که ارائۀ اطلاعات دقیق، بموقع ، منظم و بخصوص در شرایطی که با کاهش فروش مواجه هستیم و یا اینکه شرکت با کاهش نیروهای انسانی قادر به ادامۀ حیات خواهد بود، بسیار ضروری می نماید. صرفاً بایستی توجه داشته باشیم که ارتباطات ما با دیگر مدیران سازمان هماهنگ باشد و تناقض نداشته باشد.

روشهائی که گروه را سرزنده نگاه میدارد را شناسائی کنیم شاید ارسال ایمیل هفتگی که حاکی از مهمترین تصمیم های مدیریت باشد و اثرات این تصمیم گیری ها بر هر یک از گیرندگان این ایمیل ها توضیح داده شده باشد.
بایستی با افراد بطور کامل ارتباط برقرار کرد و برای آنها توضیح داد که چگونه این تغییرات یا تصمیم گیری ها می تواند بر آنها تأثیر بگذارد.

توجه داشته باشیم که جریان اطلاعات یک طرفه نباید باشد بلکه این موضوع زمانی زنده و اثرگذار است که یک جریان دو طرفه باشد.
افراد تیم را تشویق کنیم تا هر زمان که پرسش و ابهامی دارند آن را طرح کنند و برای
این منظور یک راه ارتباطی طراحی کنید(حضوری، مکاتبه ای، تلفنی یا .....).

    5- تعیین اهداف قابل اندازه گیری

نامشخص بودن اهداف کاری و انتظارات مدیر مافوق نیز می تواند از عوامل پائین آمدن روحیه افراد باشد. غیر قابل اندازه گیری بودن این انتظارات و اهداف هم بر این ابهامات می افزاید. باید مطمئن شد که افراد همگی از مأموریت و چشم انداز شرکت آگاه هستند و می توانند فعالیتهای روزانه خود را در راستای این موضوعات تنظیم کنند. این امر می تواند انتظارات شرکت از آنها را روشن و نقش آفرینی آنها در تحقق این اهداف را قابل اندازه گیری و به تشخص سازمانی افراد بیانجامد.

    6- تقویت اعتماد به نفس افراد

ممکن است به علت ناتوانی در تحقق اهداف یک پروژۀ مهم، افراد اعتماد به نفس خود را از دست بدهند. یکی از راههای تقویت اعتماد به نفس افراد گروه مان در این است که به آنها اختیارات بیشتری برای تصمیم گیری بدهیم. ارائۀ مسئولیتها و اهداف گروهی بیشتر و تشویق آنها به تحقق کارها. اما فراموش نکنیم که اگر کسی در بین افراد توانست اهداف تعیین شده را محقق کند، برایش جشن بگیریم.

         7-  تمرکز بر مدیریت استعداد

اگر شرکت دوران سختی را می گذراند، به احتمال قوی در حفظ ستاره های تیم یا جذب دیگر افراد توانمند با اشکال مواجه خواهید بود.
این یکی دیگر از دلایلی است که اهمیت بازسازی روحی تیم را دو چندان می کند: زیرا اگر روحیه تیم پائین بیاید، استعدادهای تیم ممکن است از شرکت جدا بشوند بنابراین بایستی از راهبردهای مدیریت استعدادها به منظور حفظ این ستاره ها و علاقمند نگاهداشتند آنها به سازمان استفاده کرد بطور مثال از ایجاد مشاغل و سمت هائی که
نقش و استعدادهای ایشان را بطور کامل درگیر نماید.

    8- حفظ انگیزه افراد

داشتن افراد با انگیزه شرط لازم برای تحقق اهداف سازمان است بایستی  به عنوان سکاندار یک کسب و کار دارای مهارتهای انگیزه بخشی به کارکنان باشیم. این مهارتها قابل یادگیری است و ما را به منابع زیادی که در این زمینه وجود دارد هدایت می کند.

فراموش نکنیم روحیۀ گروه حتی زمانی که سازمان با کاهش فروش و یا دیگر فشارها مواجه نیست هم ممکن است اتفاق بیفتد. بایستی بطور منظم علائم و نشانه های پائین بودن روحیه گروه را رصد کنیم و در زمان لازم از راهبردهای فوق برای مرتفع کردن این بیماری سازمانی بهره بگیریم.

شاد باشید

  نظرات ()
دوستان من فوروم مشاوران انجمن جهانی بازاریابی حسی استخدام حرفه ای DR. Heinz روز نوشته های برویز درگی بازاریابی حسی - میدانی مدیریت ارتباط مشتری آقای سعید میرواحدی وبلاگ آقای بیابانی دکتر احمد روستا چهارراه تبليغات سیگما گروپ اقتصاد آنلاین رفتار سازمانی پرتال زیگور طراح قالب