محمد سالاری
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      مشاوره کسب و کار،طراحی سیستم بازاریابی ویژه سازمانهای کوچک (ما به افراد و شرکت ها کمک می کنیم تا کسب و کار شان را بطور علمی راه اندازی و با بهترین سود آوری اداره کنند تلفن تماس : 09121269382 خدایا جرآتی عطا فرما تا بهبود دهیم آنچه که می توانیم، صبر کنیم بر آنچه که نمی توانیم (بهبود دهیم) و دانشی که تفاوت این دو را بدانیم)
اگر یک تیم خوب می خواهید به این پنج سئوال پاسخ بدهید نویسنده: محمد سالاری - شنبه ٤ دی ۱۳۸٩

 شاید به بهانه اینکه زمان آن رسیده است تا یک محیط کاری جدیدی داشته باشیم، لازم باشد به یک بازنگری در تمامی سطوح سازمان دست بزنیم. روی سخن با رهبران کسب و کارهائی است که می خواهند بهترین نیروهای شان را حفظ کنند و به بیشترین بهره وری در سازمان شان برسند.....


1- چرا افراد توانمند باید علاقمند همکاری با ما باشند؟

بهترین رهبران بخوبی می دانند که افراد با استعداد صرفاً با پول به حرکت در نمی آیند. این افراد به پروژه هائی احتیاج دارند تا هیجان کافی را برای آنها فراهم آورد. آنها دوست دارند بخشی از یک چیز بزرگتر از خودشان باشند. این وظیفه رهبران است تا در محیط کسب و کار افراد را با انگیزه و مصمم نگاهدارند.

2- آیا می توانیم افراد توانمند را با نگاه اول تشخیص بدهیم؟

وقتی شرکت یا دپارتمان خود را به افراد مناسب تجهیز کردیم، آنگاه رهبر مناسب بودن دیگر کار چندان سختی نخواهد بود. براستی یکی از پر چالش ترین، و وقت گیر ترین موضوعات برای رهبران پاسخ به این پرسش است که چه کسی مناسب کدام شغل در سازمان است. وقتی زمان ارزیابی استعدادها می رسد، ویژگی های شخص پا به پای تخصص او قابل بررسی می شود. آیا می دانیم چه ویژگی افراد باعث شده است تا در تیم به ستاره تبدیل شوند و چگونه می توان افراد بیشتری با این ویژگی ها یافت؟

3- آیا افراد توانمندی در این حوزۀ کاری وجود دارد که به دنبال کارکردن  با ما نباشد؟

این یک بصیرت و شمّ عمومی است که همه آن را فراموش کرده ایم: با استعدادترین افراد دوست دارند به کارهائی مشغول شوند که دوست دارند، با افرادی که از همکاری با آنها لذت ببرند، پروژه هائی که آنها را به چالش بکشاند. نکته اینجاست که بایستی از بین  این همه باصطلاح جویای کار منفعل، افراد مناسب خودمان را پیدا کنیم. این افراد ممکن است خارج از سازمان ما باشند، یا شاید در دیگر بخشهای سازمان به کار اشتغال داشته باشند، اما واقعیت این است که آنها برای ما کار نخواهند کرد مگر آنکه شدیداً تلاش کنیم آنها متقاعد شوند با ما پیوند بخورند.

4- آیا توان آموزش افراد با استعداد و توانمند را داریم تا به آنها یاد دهیم تیم و شرکت ما چگونه کار می کند و برنده می شود؟

حتی افرادی که کارهای نیازمند به  بیشترین تمرکز فردی (برنامه نویس های نرم افزاری، طراحان گرافیکی، نخبه ها و تئوریسین های بازاریابی) را انجام میدهند هم اگر از نحوۀ عملکرد کل سازمان بی اطلاع باشند، قادر به ارائه بهترین کارآئی و اثربخشی خود نخواهند بود.این موضوع تا اندازه ای به آگاهی از گزارش های مالی مربوط می شود: آیا همه افراد می توانند یاد بگیرند چگونه مانند یک معامله گر فکر کنند؟ البته این موضوع اساساً به درک مشترک باز می گردد و اینکه آیا افراد با هوش سازمان می توانند دیگر کارکنان مجموعه را با واقعیتهای ادارۀ و مدیریت آن کسب و کار آشنا کنند؟

5- آیا به همان اندازه که به دیگران سخت می گیریم، خودمان را هم مورد مؤاخذه قرار می دهیم؟

جای تریدی نیست که افراد مستعد و بلند پرواز دارای انتظارات بالائی برای خودشان، تیم یا شرکت شان، و همکاران شان هستند. به همین علت هم هست که در کارشان اینقدر سخت گیر می باشند. تست نهائی برای افرادی که در جایگاه بالاتری قرار دارند این است که آیا آنها همان ارزشها ، نگرشها، و طرزتفکری که می خواهند شاهد آن در دیگر افراد تحت مدیریت خود باشند را از خود بروز می دهند؟

به عبارت دیگر اگر خودمان را برای کارکردن به ما پیشنهاد بدهند، آن را قبول می کنیم ؟

تلفن تماس: ٠٩١٢١٢۶٩٣٨٢

  نظرات ()
دوستان من فوروم مشاوران انجمن جهانی بازاریابی حسی استخدام حرفه ای DR. Heinz روز نوشته های برویز درگی بازاریابی حسی - میدانی مدیریت ارتباط مشتری آقای سعید میرواحدی وبلاگ آقای بیابانی دکتر احمد روستا چهارراه تبليغات سیگما گروپ اقتصاد آنلاین رفتار سازمانی پرتال زیگور طراح قالب