محمد سالاری
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      مشاوره کسب و کار،طراحی سیستم بازاریابی ویژه سازمانهای کوچک (ما به افراد و شرکت ها کمک می کنیم تا کسب و کار شان را بطور علمی راه اندازی و با بهترین سود آوری اداره کنند تلفن تماس : 09121269382 خدایا جرآتی عطا فرما تا بهبود دهیم آنچه که می توانیم، صبر کنیم بر آنچه که نمی توانیم (بهبود دهیم) و دانشی که تفاوت این دو را بدانیم)
بینش رهبری در کسب و کار: سه اشتباه مهم رهبران نویسنده: محمد سالاری - شنبه ٢۳ آبان ۱۳۸۸

توسط: Clark Cothern

منبع : LeadershipJournal.net

اولین اشتباه بزرگی که رهبران کسب و کارها مرتکب می شوند، نپرسیدن این سئوال است که مرتکب چه اشتباهی شده ام؟

خیلی کنجکاو بودم بدانم که تجربه یکی از رهبران موفق در حوزه کسب و کار در این خصوص چیست؟ یکی از دوستانم که تا کنون بیش از دوازده سال عمر حرفه ای خود را صرف مشاوره با مدیران ارشد و رهبران کسب و کارها نموده است و سعی کرده طی سالها این عزیزان را متوجه اشتباهات نموده تا برای تصحیح آن اقدام نمایند، تجربه خود را در سه قسمت به شرح زیر خلاصه نموده است که به نظر من پنجره های تازه ای را بر روی مدیران میگشاید:.....


1.      مدیریت به جای رهبری : مدیریت به اجرای وظائف و کارهای روزانه مربوط می شود در حالیکه رهبری بیشتر به ترویج یک چشم انداز، تنظیم هدف، و ایجاد انگیزه مربوط می شود. وقتی کسی زمان بیشتری را صرف مدیریت می کند تا رهبری، آنگاه روحیه ی افراد و تیم یا گروه صدمه می بیند. بیشتر افراد ترجیح می دهند که دارای هدفی باشند و به آنها آزادی داده شود تا نشان دهند چگونه می توان به آن هدف رسید. ما همگی دارای حد اقل یک حس کنترل هستیم.

طی تحقیقاتی که سالها پیش به انجام رسید، دو گروه از رهبران را با مسئله غامضی روبرو کردند تا آن را حل کنند. این مسئله به ژیمناستیک ذهنی، تصمیمات سخت، و تمرکز قوی مربوط می شد. هر دو گروه در پروژه ای که در یک اتاق به اجراء در می آمد، شرکت کردند. این اتاق مجهز به بلندگوهائی بود که از آنها صداهای مختل کننده نظیر موزیک، شلوغی ، و... برای بهم زدن تمرکز افراد (که البته هدف اصلی بود) پخش می شد.

گروه الف نمی توانست در اتاق خود کاری برای قطع این بلندگوها انجام دهد. آنها مجبور بودند با این سرو صداها کنار بیایند. گروه ب می توانست در اتاق خود با فشردن یک دکمه این بلندگوها را بمدت پنج دقیقه قطع نماید. اما نکته در این بود که آنها فقط می توانستند هر یک ساعت یکبار از این دکمه استفاده کنند. به گروهها بر اساس مراحل مختلف انجام کارگروهی امتیاز داده می شد.

جای تعجب نبود که گروه ب مداوماً از گروه الف جلو می افتاد.نکته جالب اینکه گروه ب هرگز از دکمه استفاده نکرد. تیم ب فکر می کرد که بر اوضاع مسلط است و کنترل آن را در دست دارد. فقط بخاطر دانستن اینکه از آزادی کمی در محدوده خود برخوردار هستند، باعث شده بود تا از سطح اعتماد به نفس بالائی برخوردار باشند.

زمانی که رهبران به مدیریت میکروسکوپی روی می آورند در واقع حس کنترل را که برای پویائی و توان حل مسئله در گروه از اهمیت حیاتی برخوردار است ، از گروه می گیرند. آیزنهاور از رؤسای جمهور سابق ایالات متحده این مطلب را با این جمله بیان کرد که، "نخ را بکشید و هر کجا می خواهید بروید تا به دنبال شما بیاید. نخ را فشار دهید خواهید دید که به هیچ کجا نخواهد رفت".

2.      اشتباه در مورد افراد برای ساختن تیم یا گروه : آیا تا بحال نوعی اسباب بازی رومیزی را دیده اید که چندین گوی فلزی از آن به صورت ردیفی آویزان و به صورت پاندول در حرکت هستند و با کنار کشیدن و رها کردن یکی از آنها وقتی به اولین گوی در ردیف  برخورد می نماید، آخرین گوی آن ردیف پرتاب می شود؟ آنرا "آونگ نیوتن" می نامند.

این اشتباه کمی ظریفتر است و به راحتی قابل شناسائی نیست. دوست عزیز من آن را "رویکرد آونگ نیوتن به رهبری" می نامد. اجازه دهید فرض کنیم شما ارشد ترین فرد در زنجیره رهبری سازمان خود هستید. شما را می توان به آویز این آونگ تشبیه نمود و گوی های آویزان از این آویز هم افرادی هستند که در ارتباط نزدیک با شما می باشند، سیم های اتصال آویز به گوی ها نیز ارتباطی است که شما با هریک از افراد گروه خود برقرار می نمائید.

شما به عنوان رهبر، یکی از افراد گروه خود را به کناری کشیده و در مورد تغییری که بایستی ایجاد شود با وی به گفتگو می پردازید و این همانند کشیدن یکی از گوی ها و نگاهداشتن آن می باشد. سپس وقتی از او می خواهید برود، انتظار دارید که وی به بقیه تیم و گروه بپیوندد یعنی جائیکه همگی با پویائی تیمی عمل نمایند، مسائل جاری را حل کنند، اهداف تیمی را به اجراء در آورند و تغییرات را اعمال نمایند. اما آنچه که واقعاً اتفاق می افتد مثل رها کردن گوی و برخورد آن با گوی های دیگر است یعنی انتقال نیرو به گوی بعدی و بعدی و بعدی ... بنابراین آنچه که محقق می گردد انتقال کارها به صورت آونگی از نفر اول به نفر دوم و ... تا نفر آخر و بازگشت مسائل از نفر آخر بترتیب تا نفر اول است.

ما نبایستی از روابط فردی افرادی که با ما همکاری نزدیک دارند غفلت بورزیم. ما همچنین نمی توانیم اهمیت گامهای ضروری برای قرارگرفتن این افراد در یک تیم و گروه را مورد اغماض قرار دهیم و از آن چشم پوشی کنیم تا آنها مفهوم "همکاری" را فرا گرفته و فواید کار تیمی را تجربه نمایند.

3.      ناتوانی در ایجاد انگیزه : به راستی چه چیزی شما را بر می انگیزاند؟ توان شما در خلق چیزی؟ آزادی برای بکارگیری دانش تان در حل مسائل؟ شوق یک چالش جدید؟ از رهبران کسب و کارها بپرسید چه چیز آنها را بر می انگیزاند و این پاسخ ها را شاخص قرار دهید. افراد وقتی کارشان را انجام می دهند و دیگر چالش جدیدی وجود ندارد، کسل می شوند و علاقه یا انگیزه خود را از دست می دهند.

یک رهبر بایستی انگیزه های خود و افرادی که با او کار می کنند را بشناسد. ما خواهان افرادی ذیصلاح هستیم تا همه کارها بخوبی انجام شود. وقتی کارکنان را در یک مسیر ثابت و یکنواخت قرار می دهیم، انگیزه آنان را می کشیم و زمانی که آنها را به حوزه های جدیدی از چالش هدایت می کنیم، می دانیم که در معرض اشتباه کردن قرار گرفته ایم. اما وقتی"امنیت" آنان را برقرار کردیم، باد را به بادبان کشتی های آنان انداخته ایم.

این بدانمعنی است که ما باید ریسک شکست افرادمان را بپذیریم. این بدانمعنی است که بایستی لبهایمان را بگزیم و اجازه دهیم تا افراد راه رفتن در یک دنیای ناشناخته را یاد بگیرند. آنها از شما بخاطر اینکه اجازه دادید تا چالش جدیدی را تجربه کنند، متشکر خواهند بود حتی اگر چندین بار نیز بلغزند.

رهبر خوب همانند پدر یا مادری است که از فرزند تازه راه افتاده خود نهایت مراقبت را به عمل می آورد تا موفق شود و نهایتاً برایش دعا می کند، اما هیچگاه با راه رفتن او مخالفت نمی کند. بایستی بپذیرید که چالشهای جدید برای ما دلهره آور هستند اما باعث رهائی افرادمان می شوند.

با شنیدن این تجربیات بایستی به اولین اشتباه خود در رهبری یعنی نپرسیدن از خودم که کجا مرتکب اشتباه شده ام، بازمی گشتم. بایستی کشف کنم کجا گناهکارم و بیشتر از رهبری به مدیریت پرداخته ام. بایستی درمورد ایجاد تیم و کارگروهی برنامه ریزی کنم و با ایجاد چالشهای جدید موجب انگیزه برای خودم و دیگران شوم. مهمتر از همه بایستی همیشه بپرسم که درحال انجام چه اشتباهی می باشم. 

تلفن تماس:٠٩١٢١٢۶٩٣٨٢

  نظرات ()
دوستان من فوروم مشاوران انجمن جهانی بازاریابی حسی استخدام حرفه ای DR. Heinz روز نوشته های برویز درگی بازاریابی حسی - میدانی مدیریت ارتباط مشتری آقای سعید میرواحدی وبلاگ آقای بیابانی دکتر احمد روستا چهارراه تبليغات سیگما گروپ اقتصاد آنلاین رفتار سازمانی پرتال زیگور طراح قالب