محمد سالاری
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      مشاوره کسب و کار،طراحی سیستم بازاریابی ویژه سازمانهای کوچک (ما به افراد و شرکت ها کمک می کنیم تا کسب و کار شان را بطور علمی راه اندازی و با بهترین سود آوری اداره کنند تلفن تماس : 09121269382 خدایا جرآتی عطا فرما تا بهبود دهیم آنچه که می توانیم، صبر کنیم بر آنچه که نمی توانیم (بهبود دهیم) و دانشی که تفاوت این دو را بدانیم)
اولویت بندی تنها کافی نیست، باید به برخی کارها نه گفت نویسنده: محمد سالاری - پنجشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩۳

برگرفته شده از  مقالۀ اد باتیستا : پر بازده ترین افراد می دانند چه زمانی ازچه چیزچشم پوشی کنند.


وقتی با محدودیتهای زمانی مواجه هستیم، غالباً با این توصیه مواجه می شویم که - کارهایت را اولویت بندی کن - ، گوئی اولویت بندی تنها مسئله را حل می کند. اما واقعیت این است که اولویت بندی تنها بخش کوچکی از مسئله را حل می کند زیرا این طرز تفکر مبتنی بر رسیدگی دیرتر به مسائل کم اهمیت تر است. واقعیت این است که در چنین شرایطی (محدودیت زمانی)، این زمان دیرتر هرگز فرا نمی رسد و بنابراین چنین فهرستی هیچگاه به انتها نمی انجامد.

راه حل در اینجاست که اگرچه اولویت بندی یک الزام است اما قدم بعدی حذف و چشم پوشی یا نه گفتن به کارهائی است که زیر خط معینی از اهمیت قرار دارند. بنابراین در شرایطی که با محدودیت زمان مواجه هستیم بایستی فقط ایمیل های مهم را باز کنیم و لزومی ندارد که تمامی کارهای در دست اقدام را انجام دهیم. لذا با اینکه نه گفتن به افراد ممکن است کار چندان آسانی نباشد اما تنها راه برای استفاده از زمانی است که در اختیار داریم.

زمان از منابع کمیابی است که غیرقابل بازیافت و جبران است

 

  نظرات ()
سلام 7Ps، خداحافظ 4Ps نویسنده: محمد سالاری - شنبه ٢٤ آبان ۱۳٩۳

منبع : لندن - مجلۀ Admap نسخۀ نوامبر 2014

در دنیای دیجیتال امروز، 4P بازاریابی دیگر یک مفهوم ناکافی و نا رسا است. یک دیدگاه رادیکال توسط  تونی کاسکینن، مشاور شرکت Future CMO ، حاکی ازتوجه به 7P در بازاریابی می باشد.

وی 7Ps را با این عناوین فهرست می کند:

  • Position (جایگاه ذهنی): منظور این است که برند از چه جایگاه و رتبه ای در ذهن و حافظۀ مشتری برخوردار است. اولین نام بودن در حافظۀ مشتری برای یک کالا یا خدمت، بیش از هر زمان دیگر اهمیت یافته است.  
  • Performance (تجربۀ مشتری از برند): آنچه که به خاطرات و تجربیات مشتری از یک برند مربوط می شود. بواقع سیر تکمیلی شناخت مشتری و شکل گیری نگرش و احساس مشتری در مورد یک برند تمامی سناریوئی است که به این قسمت ارتباط پیدا می کند.
  • Proximity (نزدیک بودن به مشتری): تقارن با شیوۀ زندگی مشتری و یا شیوۀ زندگی مورد تحسین مشتری موجب برقراری ارتباط بلند مدت با مشتری می شود. کاربرد و ویژگی های نزدیک به مشتری به عنوان یکی از نکات برجسته در طراحی هر محصول است که می بایست در مدیریت  برند آن محصول لحاظ شود و مورد تآکید قرار گیرد.
  • Price (قیمت): قیمت دیگر یک مبلغ ثابت نیست و در عصر دیجیتال با توجه به وجود سایتهای مقایسه ای و نیز مناسبتها و دیگر عوامل مؤثر بر خرید مشتری، بایستی بموقع و بدرستی تغییر کند.
  • Presence (حضور و در دسترس بودن): این همان Place یا توزیع در 4P سنتی است اما به توجه به ارتباطات به لحظۀ اینترنتی و وجود شبکه های اجتماعی و ... یک تصویر جامع و نیزمنعطف تری از تنها ارائۀ فیزیکی کالا یا خدمت را ترسیم می کند.
  • Percieved Product (محصول مورد انتظار...): شرکتها بایستی آنچه مورد انتظار و قبول مشتری می باشد را ارائه دهند، تونی کاسکینن این موضوع را با Performance و تجربۀ مشتری از برند بسیار نزدیک می داند و برای ارتقاء محصول مورد انتظار، بر مدیریت برند بسیار تأکید می کند.
  • Promotion ( ترویج / تبلیغ): کاسکینن این بخش را به چهار طبقه تقسیم بندی می کند: اول رسانه های خودمان مانند سایت شرکت/ تابلوهای شرکت/ فضاهای تبلیغی در مکانهای شرکت نظیر فروشگاهها یا ... که متعلق به شرکت است، دوم رسانه هائی که از آن خود کرده ایم نظیر صفحات و فضاهائی که در شبکه های اجتماعی/ دایرکتوری ها و ... به خود اختصاص داده ایم، سوم رسانه های همکاران و شرکاء تجاری مانند مصاحبه با مطبوعات و رسانه ها،اظهار نظر کردن درسایتهای دیگران ، قرار گرفتن در متن آدرس دیگران و.... چهارم رسانه هائی که بابت آنها هزینه پرداخت می کنیم مانند تبلیغات چاپی، میدانی، و ... کاسکینن بر این باور است که با توجه به ارتقاء بخشهای خدمات مشتریان و فرآیندهای مدیریت ارتباط مشتری در شرکتها ، این بخش چهارم روند روبه کاهش دارد.

 تلفن تماس: 09121269382

  نظرات ()
برندها باید مفید باشند نه سرگرم کننده و جالب!!!!!!!! نویسنده: محمد سالاری - جمعه ۱٦ آبان ۱۳٩۳

منبع : WARC هفتم نوامبر 2014

مطابق با تحقیقات جدید، صنعت دیجیتال مفهوم وفاداری برند را تغییر داده است. مصرف کنندگان به برندهائی روی می آورند که کمتر مزاحم آنها می شوند و وقتشان را می گیرند، مفید هستند و نه سرگرم کننده و جالب!!!، و بخاطر وفاداری شان به آنها پاداش می دهند.

شرکت دیجیتالی رازورفیش اخیراً به تحقیقات کمّی از  1680 کاربر آنلاین در بریتانیا، آمریکا، برزیل و چین، بعلاوه تحقیقات کیفی به منظور بررسی تغییراتی که صنعت دیجیتال بر روابط مصرف کنندگان با برندها گذارده است اقدام نمود.

این مطالعات نشان می دهد که مصرف کنندگان به طرز فزاینده ای در حال فرار و احتراز از تبلیغات دیجیتالی برندها می باشند – بیش از 50% نمونه های آماری در بریتانیا و آمریکا و 69% این افراد در چین اظهار داشته اند که از هر ابزار و وسیله ای برای فرار از تبلیغات دیجیتالی اقدام می کنند (مثلاً بستن رول های تبلیغاتی به هنگام بازکردن صفحات اینترنتی و یا استفاده از دی وی آر برای برنامه های تلویزیونی).

شرکت رازورفیش در گزارش خود اظهار می دارد در چنین شرایطی یک تبلیغ خنده دار و سرگرم کننده برای حفظ مشتری کافی نیست بخصوص اگر این تبلیغ بطور تکراری در کلیۀ رسانه ها در معرض مصرف کننده قرار گیرد که در چنین حالتی بجای وفاداری وی موجب خشم و عصبانیت او نیز می شود.

مفید بودن برند برای مصرف کننده در برابر جالب و سرگرم کننده بودن آن، موضوعی است که بطرز چشمگیری در این مطالعه خودنمائی می کرد بخصوص در چین (88%)، در آمریکا (86%)، در برزیل (81%)، و در بریتانیا (79%).

مفید بودن می تواند شکل و قالبهای متفاوت و مختلفی داشته باشد مثلاً راحت تر کردن زندگی مشتری (آسایش)، یا ارائۀ آنچه که مصرف کننده را خرسند می کند(آرامش).

در برزیل 96% نمونه های آماری بر این اعتقاد بودند که یک برند خوب باید زندگی مصرف کننده را راحت تر کند و برای او آسایش بیشتری فراهم آورد. این عدد در آمریکا و چین برابر 81% و در بریتانیا 77% بوده است.

در مورد دوم یعنی تبادل ارزش و خرسندی مصرف کننده، نمونه های آماری حساسیت کمتری به تبلیغات داشتند. بطور مثال 70% نمونه های آماری در آمریکا و بریتانیا، و 77% در چین برای دریافت چیزی، یا مطلبی یا .... در ازای دیدن تبلیغات، حساسیت نداشتند و راضی به دیدن این تبلیغات بودند.

افزون بر این، مصرف کنندگان بر این باورند که برندهای خوب بایستی در ازای وفاداری مشتریان شان به آنها پاداش بدهند. این مطلب را 72% نمونه های آماری در آمریکا، 71% در چین و 65% در بریتانیا تأکید کردند.

  نظرات ()
چگونه می توان افراد تکرو در تیم را از پیله ای که به دور خود تنیده اند بیرون آورد نویسنده: محمد سالاری - جمعه ٩ آبان ۱۳٩۳

هیچگاه کسی را همراه تر از تنهائی نیافتم (هنری دیوید تارو)

محسنی مدیر یک گروه از افراد نخبه است که بخوبی در تعدادی از پروژه ها با یکدیگر همکاری داشته اند . با اینحال در گروه محسنی یک نفر مستثنی است آنهم کسی نیست جز مرادی.

به نظر محسنی، مرادی ماهرترین و با تجربه ترین فرد فنی گروه است اما تکرو است و علاقه ای برای کارکردن با دیگر اعضای گروه ندارد.

مردادی بقدری در کارهای خود غرق است که حتی گاهی حضور در جلسات را فراموش می کند و ایده ها یا راه حل های خود را با دیگران در میان نمی گذارد. صحبت کردن با وی غالباً به مناقشه و مجادله مبدل می گردد و افراد را از ارتباط گرفتن با ایشان پشیمان می کند.

دیگر اعضای گروه به دلیل روحیۀ غیر اجتماعی او  از وی فاصله می گیرند و زمانی که بالاجبار مرادی بایستی با فرد دیگری همکاری داشته باشد، بگو مگو بالا می گیرد. طبیعی است که محسنی نمی خواهد نیروی خوب خود را از دست بدهد و علاقمند است تا مرادی را در گروه داشته باشد اما واقعاً نمی داند به چه روشی او را با گروه پیوند دهد و حتی مطمئن نیست اگر تلاشی برای این منظور انجام دهد به ثمر برسد.

افراد غیر اجتماعی (تکروها) ممکن است در انجام کارهای برجسته بسیار قوی باشند اما اگر نتوانیم آنها را مدیریت کنیم می توانند بر اثربخشی گروه نیز تأثیرگذار باشند. در این نوشتار تلاش شده است تا راههای ممکن برای پیوند زدن افراد تکرو با گروه را مورد بررسی قرار دهیم.

 

 


ادامه مطلب ...
  نظرات ()
مذاکره کنندگان حرفه ای می دانند در روند مذاکرات چه زمانی تقاضای تنفس کنند نویسنده: محمد سالاری - جمعه ٢ آبان ۱۳٩۳

منبع : راهنمای مذاکرات , توسط جف وایس

یک مذاکره کنندۀ حرفه ای برای تجدید قوا و سازماندهی ,تقاضای تنفس می کند. اگر از اقدام بعدی در روند مذاکرات مطمئن نباشیم، اگر دچار هیجانات شده و نیازمند کنترل بر خویش باشیم، و یا اگرنیازمند مشاوره با همکارانی که پشت میز(مذاکره) نیستند باشیم، دیگر برای درخواست تنفس هیچ تعللی قابل قبول نخواهد بود.


تنفس در روند مذاکرات به ما کمک می کند تا نگاهی به پشت سر بیاندازیم و اوضاع را مورد بررسی قرار دهیم بخصوص اگر متوجۀ نکتۀ جدید یا مبهمی در طی گفتگو و مذاکره شده باشیم. تنفس و توقف موقت مذاکرات می تواند در هر جا از ده دقیقه تا چند روز اتفاق بیفتد. اگر نگران چیزی هستیم که علائم غلط از خود بروز می دهد، آنگاه می توان با بهانه های گوناگون از مراجعه به دستشوئی تا بررسی ایمیل و یا خوردن یک فنجان چای و قهوه و کشاندن صحبت به موضوعاتی دیگر به عنوان مقدمه برای به تعویق انداختن مذاکرات،این تنفس را به اجراء گذارد و البته این شیوه ها هوشمندانه و حرفه ای تر از شرایطی است که منتظر باشیم رسماً یک زمان تنفس اعلام شود و یا پس از طرح موضوعی از طرف مقابل که برایمان خوشایند نیست ، تقاضای تنفس و به عقب انداختن مذاکرات را کنیم .

مذاکره هنر زندگی کردن انسانهاست

و

منازعه روش زندگی کردن دیگر موجودات

  نظرات ()
دوستان من فوروم مشاوران انجمن جهانی بازاریابی حسی استخدام حرفه ای DR. Heinz روز نوشته های برویز درگی بازاریابی حسی - میدانی مدیریت ارتباط مشتری آقای سعید میرواحدی وبلاگ آقای بیابانی دکتر احمد روستا چهارراه تبليغات سیگما گروپ اقتصاد آنلاین رفتار سازمانی پرتال زیگور طراح قالب