محمد سالاری
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      مشاوره کسب و کار،طراحی سیستم بازاریابی ویژه سازمانهای کوچک (ما به افراد و شرکت ها کمک می کنیم تا کسب و کار شان را بطور علمی راه اندازی و با بهترین سود آوری اداره کنند تلفن تماس : 09121269382 خدایا جرآتی عطا فرما تا بهبود دهیم آنچه که می توانیم، صبر کنیم بر آنچه که نمی توانیم (بهبود دهیم) و دانشی که تفاوت این دو را بدانیم)
فوائد و نارسائی های مدلهای تصمیم گیری نویسنده: محمد سالاری - شنبه ٢٤ خرداد ۱۳٩۳

توسط: فیل رازنزویگ فصلنامۀ مکنزی فوریۀ 2014

فیل رازنزویگ استاد استراتژی کسب و کار در مؤسسه بین المللی بهبود و توسعۀ مدیریت (IMD) در لوزان سوئیس می باشد. این مقاله برگرفته شده از کتاب جدید وی است که تحت عنوان :

Left Brain, Right Stuff. How leaders Make Winning Decisions 

در ژانویه 2014  منتشر شد.

فراوانی داده ها و مدل های تصمیم گیری به ما کمک می کنند تا از سوگیری در نتایج (که می تواند برتصمیم گیری تأثیر بگذارد) بپرهیزیم، اما بسیاری از تصمیم گیری های مدیریتی نیازمند جرأت و اعتماد به نفس مدیراست.

در این مقاله شیوه های دسترسی به اعتماد به نفس در تصمیم گیری که حاصل تسلط برپی آمدهای هر انتخاب است، مورد کنکاش قرار می گیرد.

قدرت فزایندۀ مدل های تصمیم گیری توانسته است توجه بسیاری از مدیران ارشد کسب و کارها را طی سالهای اخیر به خود جلب نماید. مدل سازی برای تصمیم گیری، با ترکیب حجم بالائی از داده ها و الگوریتم های پیچیده، توانسته است راههای جدیدی برای توسعۀ عملکرد کسب و کار روی میز تصمیم گیرندگان قرار دهد. این مدل ها می توانند بسیار مفید واقع شوند و پیش بینی هائی دقیق، یا راهنمائی های سرنوشت سازی در مورد گزینه های بهینه ارائه دهند. با استفاده از این مدل های تصمیم گیری می توان از برخی سوگیری های رایج که قضاوت رهبران را تحت تأثیر قرار می دهد، احتراز و دوری جست. با اینحال وقتی سازمان ها شروع به استفاده از این مدل ها می کنند، نیاز به استفادۀ صحیح از آنها را مورد غفلت قرار می دهند. در این مقاله می خواهیم به یک موضوع بسیار مهم یعنی نتایجی که رهبران می توانند بر آن تأثیر بگذارند با نتایجی که آنها نمی توانند بر آن تأثیر بگذارند، اشاره کنیم.

 


ادامه مطلب ...
  نظرات ()
پرسشهائی که نوآوران موفق می پرسند نویسنده: محمد سالاری - یکشنبه ۱۱ خرداد ۱۳٩۳

اقتباس از مقالۀ هشت پرسش مهم برای هر نوآور تجاری اثر اسکات آنتونی

زیاد پرسیدن یکی از ویژگی های افراد نوآوراست. پرسیدن بجای هجوم بردن جهت انجام کارها به ما کمک می کند تا با بهبود توان خود برای تعیین حوزه ها و فرصتهای رشد یا توسعه و درک تهدیدها، تصویر روشنی از کل فرآیند نوآوری را ترسیم نمائیم.
تلاش کنیم تا با پرسیدن سئوالاتی از این قبیل به افزایش درجۀ توفیق خود در نوآوری کمک کنیم:

  • مشتریان تلاش می کنند چه مسئله ای را چاره کنند؟ اگر مشتریان پول و وقت خود را صرف حل مسئله ای می کنند وظاهراً راه حلی نیز وجود ندارد، این بهترین نشانه از وجود فرصت برای یک نوآوری است.
  • آیا کسی برای مسئله مشابه راه حلی پیدا کرده است؟ ممکن است کسی در شرکت، صنعت ، و یا کشور دیگری موفق به ابداع راه حل برای مسئله مشابه شده باشد. ایده گرفتن از رویکرد آنها به حل مسئله می تواند دسترسی به راه حل مسئله ما ن را سرعت ببخشد.
  • چه کاری می توان انجام داد که تنها تعداد معدودی افراد یا شرکتها در سراسر عالم قادر به انجام آن باشند؟ تنها و منحصر به فرد بودن در چه حوزه ای (یک برند قابل اعتماد، داشتن یک کانال توزیع فراگیر، دارا بودن دانش فنی و تکنولوژیکی بخصوص) امکان پذیر است؟ تا بدانوسیله ارائۀ یک مزیت رقابتی قدرتمند میسر گردد.

موفق باشید

  نظرات ()
سه نکته برای ادارۀ کسب و کارهای خانوادگی نویسنده: محمد سالاری - دوشنبه ٥ خرداد ۱۳٩۳

اقتباس از مقاله ای توسط جاش بارون و راب لاچنیو

کسب و کارهای خانوادگی ذاتاً آشفته و نا منظم هستند. ترکیب غیر قابل تجزیۀ خانواده و کسب و کار و ایجاد توازن بین این دو بسیار چالش آفرین بوده و افراد احساس درماندگی، قدرناشناسی، و ناتوانی در حل برخی مسائل می کنند. البته مدیریت کسب و کارهای خانوادگی می تواند با رعایت برخی نکات به یک مزیت و برتری نیز تبدیل گردند:

  • ارتباطات مختلف را از یکدیگر تفکیک کنیم. برای اینکه به کارها سر و سامان بدهیم لازم است چهار اتاق فکر برای تعاملات مشخص درست کنیم. اول مدیران کسب و کار، دوم هئیت مدیره، سوم مالکان، و چهارم اعضای خانواده.
  • ذهن کروکودیلی خود را مدیریت کنیم. این همانچیزی است که متخصصین عصب شناسی(نورولوژیست ها)، آن را جسارت هیجانی  اثر گذار بر پردازش افکار و کاهندۀ کنترل تمایلات می نامند.
  • نسل جدید رهبری و مدیریت سازمان را پرورش دهیم. نقش ما با اینکه مهم و اساسی است اما موقت خواهد بود. بچه ها را برای اداره و رهبری کسب و کار تربیت کنیم. این کار را با ایجاد چالش برای آنها در دنیای واقعی کسب و کار انجام دهیم. اجازه دهیم شکست بخورند و سپس به آنها کمک کنیم تا سرپا بایستند. به خود بقبولانیم که آنها کسب و کار را به شیوه ای دیگر مدیریت و رهبری خواهند کرد.
موفق باشید
  نظرات ()
دوستان من فوروم مشاوران انجمن جهانی بازاریابی حسی استخدام حرفه ای DR. Heinz روز نوشته های برویز درگی بازاریابی حسی - میدانی مدیریت ارتباط مشتری آقای سعید میرواحدی وبلاگ آقای بیابانی دکتر احمد روستا چهارراه تبليغات سیگما گروپ اقتصاد آنلاین رفتار سازمانی پرتال زیگور طراح قالب