محمد سالاری
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      مشاوره کسب و کار،طراحی سیستم بازاریابی ویژه سازمانهای کوچک (ما به افراد و شرکت ها کمک می کنیم تا کسب و کار شان را بطور علمی راه اندازی و با بهترین سود آوری اداره کنند تلفن تماس : 09121269382 خدایا جرآتی عطا فرما تا بهبود دهیم آنچه که می توانیم، صبر کنیم بر آنچه که نمی توانیم (بهبود دهیم) و دانشی که تفاوت این دو را بدانیم)
آیا می توانید یک عامل تغییر باشید؟ (مدیرانی که به دنبال تغییر هستند بخوانند) نویسنده: محمد سالاری - شنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩٢

برگرفته شده از کتاب:

 The Network Secrets of Great Change Agents,” by Julie Battilana and Tiziana Casciaro.

 تفاوت یک رهبر که تغییرات را در سازمان خود به شیوه ای موفقیت آمیز مدیریت می کند با رهبری که قادر به انجام این کار نیست، اغلب متأثر از کارآئی شبکه های ایشان می باشد. برای درک اینکه ارتباطات ما درست است یا نه می توان این پرسشها را از خود پرسید و این ارتباطات را ارزیابی کرد:


  • آیا افراد برای گرقتن راه حل های کاری به من مراجعه می کنند؟ وقتی همکاران به ما اتکا می کنند علامت آن است که به ما اعتماد کرده اند و برای صلاحیت، خرد، و نفوذ ما احترام قائل شده اند. این افراد هرچه بیشتر به ما مراجعه کنند ما را بیشتر به مرکز شبکۀ کاری شرکت مبدل می کنند.

  • آیا تماسهای شبکه ای ما به یکدیگر اتصال دارند؟ این می تواند یک امتیاز باشد زیرا ما را به یک شبکۀ جامع با سطح بالائی از اعتماد و حمایت هدایت می کند. در این شبکه اطلاعات و ایده ها از طریق کانالهای متعدد (رسمی، غیر رسمی، کتبی، شفاهی، دیجیتال و ...) و چندگانه تبادل می شوند وبنابراین هماهنگ کردن گروه بسیار ساده تر و روان تر انجام می پذیرد.

  • چه کسی از افراد گروه مردد است و یا قویاً با تغییرات مورد نظر مخالفت می کند؟ گاهی این مواضع واضح و روشن نیستند بهتر است به رفتار افراد توجه داشته باشیم از آنها سئوال کنیم مستقیم یا غیر مستقیم تا احساس شان در مورد این تغییرات را تشخیص بدهیم و یک بایگانی  ذهنی از مشاهدات خود تشکیل دهیم تا بتوانیم از آنها در مواقع ضروری استفاده کنیم.

تغییر یک ضرورت مهم برای بقا است، آن را بدرستی مدیریت کنیم تا باقی بمانیم

تلفن تماس: 09121269382

  نظرات ()
هنر شنیدن نویسنده: محمد سالاری - یکشنبه ٢٠ امرداد ۱۳٩٢

امروزه بسیاری از اهالی کسب و کار و فعالان اقتصادی در دوره های مختلفی برای ارتقاء توان محاوراتی خود نظیر سخنرانی، فنون ارائه مطلب، ادارۀ جلسه و ... شرکت می کنند، اما  به دیگر بخش معادلۀ ارتباط یعنی "شنیدن" ،لااقل تا به حال توجه چندانی نشده است.

"شرلی کانلی" یکی از کارشناسان شرکت فورد که در این زمینه سخنرانی هایی را ارائه کرده است اخیراً طی کنفرانسی که در ادینبورگ برگزار شده بود به نکات جالبی در مورد ملکه کردن این توانمندی اشاره کرد :

  1.  کاملاً بر فردی که گفتگو می کند متمرکز شوید و تمامی کارهای دیگر که مخلّ این تمرکز می باشد (نظیر بازی کردن با خودکار، موبایل، و ...) را حذف کنید. در هر گفتگو اعم از کنفرانس یا ... از ابتدا تا انتها حاضر باشید چراکه در غیر اینصورت ممکن است مطالبی را از دست بدهید.
  2. با دقت به مطالب توجه کنیم. ذهن ما بسیار آماده است تا به بهانۀ مشابهت ها ، ساده سازی و استنتاج کند زیرا ذاتاً دنبال راه حل های آسان و راحت هستیم. اما اینطوری هیچگاه مطلب جدیدی فرا نخواهیم گرفت. آمادۀ شنیدن اطلاعات جدید، و مطالبی که از آنها آگاه نبوده ایم باشیم تا یاد بگیریم. اگر حرف تازه ای نشنیدیم یعنی اینکه برای یادگیری نباید دراین جلسه شرکت می کردیم .
  3. با آنچه که می شنویم بایستی چالش ایجاد کنیم. شنونده و پذیرندۀ منفعل و تسلیم و دست و پا بسته نباشیم. از خود بپرسیم چه دلایلی برای اثبات این مطلب وجود دارد؟ یا اینکه چه دلایلی برای رد این موضوع موجود است؟ بگذارید ذهنی فعال و نقش آفرین در پذیرش و قبول آنچه می شنویم داشته باشیم.
  4. آمادۀ تغییر طرز فکرمان باشیم. اگر از قبل پاسخ همه چیز را داریم بهتر است از خدا بخواهیم بجای دو گوش مان به ما عضو دیگری بدهد زیرا دیگر نیازی به شنیدن نداریم.

"شرلی کانلی معتقد است که شنیدن، نوعی مهارت برای ارتباط  برقرار کردن و لازمۀ زندگی کردن است.
به یاد داشته باشیم چرا یک عضو برای گفتن اما دو عضو برای شنیدن داریم.

  نظرات ()
برای جذب استعدادهای برتر، باید شغلی معنی دار ارائه کرد نویسنده: محمد سالاری - چهارشنبه ٩ امرداد ۱۳٩٢

برگرفته شده از کتاب : آنچه متقاضیان کار می خواهند  توسط  Nathaniel Koloc

افراد با استعداد حقوق بالا می خواهند و در پی مشاغل با ثبات هستند، اما از همه مهمتر به دنبال کارهائی هستند تا بتوانند اهداف والائی را محقق کنند. در اینجا به نکاتی اشاره می شود که یک کسب و کار می تواند طی آن به کاندیداهای استخدام نقشهای جذابی را ارائه کند:

  • در مورد تأثیر گذاری کسب و کارمان جدی باشیم. تأثیرات مثبتی که کسب و کارمان می خواهد در بازار ایجاد کند را صراحتاً تعیین کنیم. نیازی نیست که برای این منظور حتماً یک مؤسسه اجتماعی باشیم. هرکسب و کار دارای یک فلسفۀ وجودی است که مبتنی بر آن برای محیط خود فایده ایجاد می کند. آن را تعیین کنیم.
  • این موضوع را به صراحت و زیبائی بیان کنیم. چه آن را بازاریابی به نامیم یا داستان سرائی، فقط باید مطمئن شد که در مورد مأموریت کسب و کارمان  با دیگران بدرستی ارتباط برقرار کنیم. تلاش نمائیم  تندیس کسب و کارمان را با زیبائی و جذابیت تمام بتراشیم.
  • نقشهائی برای آینده شغلی این افراد، طراحی کنیم. بسیاری از آدمها شغل را مانند پله های نردبان می بینند و توانمندیها یا صلاحیتهای رسیدن به پله های بالاتر برای شان بسیار مهم است. آنها بدینوسیله به زندگی خود معنی و مفهوم می بخشند. اگر به این نکتۀ مهم و نیاز اساسی این دسته از افراد توجه نکنیم در حفظ و نگاهداری استعدادهائی که به سختی جذب کرده ایم ناتوان خواهیم بود.
کارکردن با آدمها مثل کار کردن با ابزار ساده نیست (موفق باشید)
  نظرات ()
ارزیابی مشتریان بالقوه نویسنده: محمد سالاری - شنبه ٥ امرداد ۱۳٩٢

قبل از معرفی یک محصول به بازار بایستی بدانیم چه تعداد مشتری آن را خواهند خرید. برای این منظور دو روش وجود دارد:

 

الف – رویکرد پائین به بالا : اگر درحال حاضر مشغول فروختن برخی محصولات مرتبط هستیم بهتر است کار را با مشتریان فعلی آغاز کنیم. مثلاً بررسی کنیم در بین این مشتریان چه کسانی به این محصول جدید علاقه دارند و درصورت ارائه به بازار آن را خواهند خرید؟ آنگاه می توان از نتیجۀ این بررسی به ارزیابی مشتریان بالقوه محصول جدید دسترسی پیدا کنیم و تعداد این مشتریان را تخمین بزنیم. در اینجا می توانیم به بخشهای دیگر بازار نظیر افرادی که نیازهای مشابه دارند هم فکر کرد.

ب – رویکرد بالا به پائین : کار را با یک بخش بزرگ از مردم آغاز کنید (مثلاً تعداد دانشجویان کل کشور یا تعداد خانواده های سه نفره در استان ...)، آنگاه یک سری از ویژگی ها نظیر سطح در آمد، سن و... را در این جامعۀ آماری اعمال کنید تا بازار بالقوه مورد نظر ، بدینوسیله محدود و مشخص تر شود.

توصیه می شود برای اینکه بهترین نتایج را بدست آوریم از هر دو روش استفاده کنیم و نتایج را با هم مقایسه کنیم.

موفق باشید  تلفن تماس : 09121269382

  نظرات ()
عبور از بحران با گفتگو نویسنده: محمد سالاری - پنجشنبه ۳ امرداد ۱۳٩٢

برگرفته شده از کتاب Conversations Can Save Companies توسط بوریس گراوزبرگ و مایکل سلیند

زمانی که یک کسب و کار با بحران مواجه می شود –  ورشکستگی و یا دست و پنجه نرم کردن با یک رقیب قدرتمند -  لازم است تا بسرعت عمل کند.

این نکته نیز مهم است که رفتار روزمره را فراموش کرده و با افرادی  که کارهای عملیاتی سازمان را انجام می دهند گفتگو کند. در اینجا به چند نکته برای استفاده از گفتگو به منظور هماهنگ کردن فعالیتهای عبور از بحران، اشاره می شود:

  • مستقیم و بدون واسطه با این افراد گفتگو کنید -  صادقانه و واقعگرایانه گفتگو کنید بخصوص زمانی که پای خبرهای بد و موضوعات دشوار به میان می آید.
  • بگذارید گفتگو اتفاق بیفتد – اوقات پر استرس ممکن است باعث شود تا افراد از ابراز مسائل خودداری کنند. بطور تعاملی گفتگو را دامن بزنید و مباحثه را تشویق کنید. ابتدا از کانالهای ارتباطی یکطرفه (نظیر یادداشت دادن ) استفاده کنید و سپس ارتباط را طوری طراحی کنید تا فید بک داشته تا نظرات افراد را دریافت کنید.
  • کاری کنید همه صحبت کنند- همه افراد از هر رده سازمانی را در بحث مشارکت دهید. این تاکتیک به افزایش درگیر شدن آنها به موضوع کمک می کند و بخشهای سازمانی مؤثر در عبور از بحران را تقویت می کند.

مرد آن است که در کشاکش دهر سنگ زیرین آسیاب باشد – موفق باشید

  نظرات ()
دوستان من فوروم مشاوران انجمن جهانی بازاریابی حسی استخدام حرفه ای DR. Heinz روز نوشته های برویز درگی بازاریابی حسی - میدانی مدیریت ارتباط مشتری آقای سعید میرواحدی وبلاگ آقای بیابانی دکتر احمد روستا چهارراه تبليغات سیگما گروپ اقتصاد آنلاین رفتار سازمانی پرتال زیگور طراح قالب