محمد سالاری
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      مشاوره کسب و کار،طراحی سیستم بازاریابی ویژه سازمانهای کوچک (ما به افراد و شرکت ها کمک می کنیم تا کسب و کار شان را بطور علمی راه اندازی و با بهترین سود آوری اداره کنند تلفن تماس : 09121269382 خدایا جرآتی عطا فرما تا بهبود دهیم آنچه که می توانیم، صبر کنیم بر آنچه که نمی توانیم (بهبود دهیم) و دانشی که تفاوت این دو را بدانیم)
سه شبکه انسانی که هر مدیر به آن نیازمند است نویسنده: محمد سالاری - پنجشنبه ٢۱ مهر ۱۳٩٠

منبع : HBR  سیزدهم  اکتبر 2011

این ضرب المثل قدیمی که "مهم نیست چه میدانی مهم این است که چه کسی را می شناسی" در زندگی امروزۀ سازمان ها  بسیار صدق می کند. اما از کجا می توان فهمید که چه کسانی را باید بشناسیم و با آنها ارتباط داشته باشیم؟ به عبارت دیگر ارتباطات خود را چگونه باید تنظیم و تعیین کنیم؟ در اینجا سه نوع شبکه ارتباطی که هر مدیر به آن نیازمند است تا بتواند مدیریت مناسبی بر خویش و نیز کسب و کار خود داشته باشد، پیشنهاد می شود:

1-  حمایت و پشتیبانی شخصی : ارتباط با کسانی که در روزهای بد ازما حمایت می کنند و ما را به رویۀ عادی بر می گردانند. این افراد می توانند از بین اقوام ، دوستان و یا همکاران باشند.

2- هدفمندی : در این شبکه از افراد، کسانی از رؤسا و مشتریان قرار دارند که بر اعتبار کسب وکار ما می افزایند. کسانی که به ما یادآوری می کنند این کسب و کار دائره وسیعتر و گسترده تری هم دارد.

3- توازن کار / زندگی : به دنبال افرادی باشیم که ما را به لحاظ سلامت فیزیکی، روانی کمک می کنند و موجب نشاط و آرامش روحی ما می شوند.

 

  نظرات ()
جنگ بین عقلانیت و هیجان نویسنده: محمد سالاری - پنجشنبه ۱٤ مهر ۱۳٩٠

منبع: psyblog

این روزها برای مردم عبارتهای "فکر می کنم  و "احساس می کنم" ، دارای کاربردی یکسان است. عده ای این موضوع را تنها یک خطا یا لغزش زبانی می دانند اما اگر موضوع را از نظر روانشناختی مورد بررسی قرار دهیم چه؟ آیا آنچه "فکر می کنیم" و آنچه "احساس می کنیم" با یکدیگر تفاوتی ندارند؟

با یک نگاه سطحی و گذرا تفاوت چندانی بنظر نمی آید. "احساس می کنم اوضاع اقتصادی  خوب می شود" و "فکر می کنم اوضاع اقتصادی خوب می شود" هر دو تقریباً یک پیام را ارسال می کنند......


ادامه مطلب ...
  نظرات ()
پرهیز از سه دام رایج در تصمیم گیری نویسنده: محمد سالاری - دوشنبه ٤ مهر ۱۳٩٠

منبع : HBR

تصمیم گیری یکی از مهمترین وظائف هر مدیر است. هر چقدر یک تصمیم مخاطره آمیزتر باشد، فرآیند تصمیم گیری آن هم دقیق تر و سخت تر خواهد بود. به سه گرایش رایج در هنگام تصمیم گیری توجه کنیم:


  • لنگر انداختن : بیشتر افراد به اولین اطلاعاتی که در مورد موضوعی دریافت می کنند، بیش از اندازه بها می دهند. بایستی اطمینان پیدا کنیم که از دیگر خطوط فکری نیز با خبر هستیم و آنها را می دانیم حتی اگر اطلاعات دریافت شده اولیه  صحیح، درست و کامل به نظر آید.

  • شرایط عمومی: تغییر می تواند ما را به زحمت اندازد و خیلی ساده است که
    تمایل داشته باشیم مواردی را جایگزین کنیم که بالاخره شرایط مانند سابق باقی بماند. از خود بپرسیم آیا شرایط عمومی حقیقتاً با اهداف ما سازگاری دارد و آنگاه برای ماندگاری در شرایط کنونی و یا تغییر تصمیم بگیریم و اقدام کنیم.

  • شواهد و قرائن: اگر دریافتیم که اطلاعات جدید بطور پی در پی تأئید کنندۀ نقطه نظر فعلی ما می باشد، آنگاه از یک همکار محترم بخواهیم تا نقش مخالف را ایفا کند و در مورد نظر غالب و رایج چالش ایجاد نماید. همچنین از همکاری با افرادی که همیشه با نظر ما موافق هستند، بپرهیزیم.
  نظرات ()
دوستان من فوروم مشاوران انجمن جهانی بازاریابی حسی استخدام حرفه ای DR. Heinz روز نوشته های برویز درگی بازاریابی حسی - میدانی مدیریت ارتباط مشتری آقای سعید میرواحدی وبلاگ آقای بیابانی دکتر احمد روستا چهارراه تبليغات سیگما گروپ اقتصاد آنلاین رفتار سازمانی پرتال زیگور طراح قالب